معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٦٣ - ب افسانه غرانيق
با موضع قرآنى شيعه و نه با عقل و منطق و تاريخ سازگارى دارد. در اين قصه ساختگى، ترس و وحشت پيامبر (ص)، نزديك شدن پيامبر (ص) به خودكشى از شدت وحشت، سؤال او از خديجه براى فهميدن حال خود، برترى خديجه از پيامبر در كشف حالت جديد (بعثت)، سؤال از ورقة بن نوفل مسيحى توسط خديجه و اطمينانبخشى ورقة به پيامبر و بشارت به پيامبرى او به نمايش گذاشته شده است.[١]
استاد معرفت بارها اساس اين افسانه را طبق مبانى شيعه نقد مىكند و در آثار خود مىگويد:
١. پيامبر از هر جهت به كمال مىرسد؛ آنگاه به رسالت مبعوث مىشود. چنين موجودى ترس و وحشتى ندارد و در رسالت خويش شك نمىكند.
٢. چگونه عقل زنى مثل خديجه بر عقل پيامبر الهى برترى دارد؟
٣. اختلاف درونى اين افسانه به قدرى از نظر الفاظ زياد است كه نمىشود به آن اعتماد كرد.
٤. اگر اين افسانه صحيح است، چرا طبق مدارك موجود، ورقة به پيامبر ايمان نياورد و كافر از دنيا رفت؟[٢]
ب. افسانه غرانيق
در كتاب معروف اهلسنت يعنى تاريخ طبرى قصهاى نقل و ادعا شده سند آن صحيح است. بر اساس اين داستان، پيامبر (ص) روزى در اطراف كعبه نشسته بود و در آرزوى تقارب با قريش به سر مىبرد كه بر او سوره نجم نازل شد و پيامبر (ص) همزمان آن را براى اصحاب مىخواند تا رسيد به آيه بيست سوره نجم و شيطان از نزد خود جملاتى بر زبان پيامبر انداخت و بعد از آيه وَمَنَاة الثَّالِثَة الْأُخْرَى دو آيه شيطانى اضافه شد كه «تلك الغرانيق الاولى و ان
شفاعتهن لترتجى؛ يعنى: «اين پرندگان زيبا كه بلند پروازند از آنها اميد شفاعت
[١] . ر. ك: سيره ابن هشام، ج ١، صص ٢٥٥- ٢٥٢؛ صحيح بخارى، ج ١، صص ٤- ٣؛ صحيح مسلم، ج ١، صص ٩٩- ٩٧؛ تاريخ طبرى، ج ٢، صص ٣٠٣- ٢٩٨؛ تفسير طبرى، ج ٣، ص ١٦١.
[٢] . ر. ك: التمهيد فى علوم القرآن، ج ١، صص ٨٤- ٧٨.