معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٣٠٢ - الف فهم عميق خليفه دوم نسبت به قرآن!!
مىدانند كه الزامى در آن نيست. آنان مىگويند عمر به جاى حجّ تمتع قائل به افضليت حجّ افراد بوده است، نه آنكه بدعتى در دين ايجاد كرده باشد! ولى اين توجيه ناموجه به هيچ وجه با عباراتى كه از عمر رسيده است، سازگار نيست.[١]
بخش دوم: ايجاد ترديد در فضايل ساختگى
مؤلف گرامى يكى از آفات تفسير روايى را، روايات ساختگىاى مىداند كه با دسيسه دروغپردازان و حمايتهاى همهجانبه حكومتهاى ظالم و جابر، يا علماى احبار و رهبان، در حوزه اسلام راه يافتهاند. رواياتى كه غالباً بر اساس حقدها و كينهها نسبت به اهلبيت اطهار (ع) و يا حبهاى افراطى نسبت به غاصبان حقّ ولايت، شكل گرفت. جاعلان اين روايات، گاه در اين عرصه چنان پا را از گليم خويش خارج ساختند كه حتى جانب رسول مكرّم اسلام را نيز رعايت نكردند كه به چند نمونه اشاره مىشود:
الف. فهم عميق خليفه دوم نسبت به قرآن!!
بخارى از عمر نقل مىكند؛ هنگامى كه عبدالله بن أبى- منافق سرشناس عصر پيامبر (ص)- مرد، فرزندش نزد پيامبر اكرم (ص) آمد و پيراهن حضرت را درخواست كرد تا با پدرش دفن كند و آنگاه تقاضا كرد تا پيامبر براى نماز ميت پدرش حاضر شود. پيامبر اكرم (ص) برخاست تا برود. عمر دامنش را گرفت و گفت: آيا مىخواهى بر او نماز بگذارى در حاليكه خداوند ترا از آن نهى كرد؟ پيامبر (ص) فرمود: ولى خداوند اختيارش را به من واگذار كرد چون فرمود: اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لَاتَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِن تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّة فَلَن يَغْفِرَ اللّهُم[٢] و من از هفتاد بار بيشتر استغفار خواهم كرد. عمر گفت: ولى او منافق بود. بالاخره پيامبر بر او نماز گذارد و آنگاه اين آيه نازل شد: وَلَا تُصَلِّ عَلَى أَحَدٍ مِنْهُم مَاتَ أَبَداً وَلَاتَقُمْ عَلَى قَبْرِهِ.[٣]
[١] . تفسير الاثرى، تفسير آيه ١٩٦ سوره بقره.
[٢] . توبه، آيه ٨٠.
[٣] . صحيح بخارى، ج ٥، صص ٢٠٧- ٢٠٦.