معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١١٢ - مقدمه
و مخاطبين و متكلم را طبق اين قواعد به مفاد اين كلمه محكوم مىكنند. از اينرو براى نمونه اگر كسى در محضر قاضى بگويد: من صد هزار تومان در فلان روز از كسى قرض كردهام و هنوز ندادهام؛ وى را ملزوم مىكنند كه شما به آن شخص مديونى. و اگر اين آقا گفت: مراد من از صد هزار تومان آن مقدار پولى است كه اكنون از اعتبار افتاده است، يا تومن «تو» و «من» بوده و اينها را تركيب كردهام، خواهند گفت اين پذيرفته نيست؛ زيرا ظواهر الفاظ طبق قواعد عقلايى حجت است. و حجت اين است كه متكلم به مفاد اين كلام محكوم مىشود. اين يكى از پايههاى اصا لة الحقيقه است؛ چون مىگويند كلمه تومان براى اين معنا وضع شده است. در غير اين صورت اصا لة الاطلاق، اصا لة العموم، اصا لة الظهور و اصا لة الحقيقه داريم. همچنين بايد ديد اين متكلم به سهو گفته است، يا خير؟ اصل عدم سهو داريم، اصل عدم اشتباه و يكسرى اصول عقلائيه. يعنى اينكه عقلا بهطور قراردادى بنا را بر اين پايه گذاشتهاند كه هر متكلمى طبق اين اصول محكوم است برآنچه كه گفته. علامه طباطبايى مىفرمايند: قرآن در القاى مقاصدش تكيه بر اين اصول عقلايى نكرده است. ايشان مىفرمايند:
اگر كسى بخواهد مرادهاى الهى را از اين كلام كه قرآن است طبق اين قواعد اكتشاف كند، اين همان تفسير به رأى است.
وى به اين ترتيب دست همه را توى حنا گذاشته است. به علت اينكه ما بحث ديگرى داريم به نام «حجية ظواهر» كه در اصول هم مطرح است، يعنى ظواهر، آنچه طبق اين قواعد از ظاهر لفظ فهميده مىشود و در عمق، عقلا از آن مىفهمند، اين حجت است، حجيت ظواهر يكى از مباحث مهم اصول است. خوب اگر بنا باشد اين قواعد را زمانى كه به قرآن مىرسيم كنار بگذاريم، چگونه از قرآن استفاده كنيم؟ براى نمونه آنجا كه مىگويد:
إِنَّ الصَّلاةَ كانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتاباً مَوْقُوتاً[١]
يعنى نماز از واجباتى است كه نوشته شده است بر هر مسلمانى و موقت و
[١] . نساء، آيه ١٠٣.