معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٧٤ - مقدمه
مشركان در امر رسالت تشكيك مىكردند كه آيا ممكن است پيامبر بشر باشد؟ كسى كه از عالم غيب خبر مىآورد، بايد خودش هم از آن عالم باشد. خداوند يك جواب نقضى دارد كه از اهل كتاب بپرسيد پيامبران قبلى بشر بودند يا فرشته؟ جواب حلّى هم داده كه:
وَ لَوْ جَعَلْناهُ مَلَكاً لَجَعَلْناهُ رَجُلًا وَ لَلَبَسْنا عَلَيْهِمْ ما يَلْبِسُونَ[١]
يعنى اگر ملك هم مىفرستاديم بايد به صورت انسان مىشد و اين اول كلام بود كه آيا او فرشته است يا نه؟ خوب! اين آيه بعد از ظاهر و شأن نزول آن پيامى هم دارد. ما مىگوييم: آيا مشركان بهخاطر شرك مخاطبند يا بهخاطر جهل؟ و آيا اين مسأله مورد سئوال خصوصيت دارد يا هر مسأله دينى را مىشود سئوال كرد؟ و آيا منظور از اهل الذكر، اهلكتاب است يا عالم بودن اهل كتاب به آن مسأله؟ بعد از روشن شدن جواب، مىفهميم:
علي كل جاهل بأي مسألة من المسائل الدينيه أن يراجع العالم في ذلك.
الآن اگر از مراجع درباره علت جواز تقليد بپرسيم، به باطن اين آيه تمسك مىكند، در حالىكه فقها بهظاهر قرآن تمسك مىكنند. البته يك ضابطه بين بطن و ظاهر آيه وجود دارد و بايد بطن كبراى كلّى براى صغراى ظاهر باشد. مثل اينكه پزشك بگويد: انار نخور، چون ترش است؛ پس مريض نبايد ترشى بخورد. قرآن، رسالتى دارد كه بايد براى مردم آشكار باشد، البته فهم اين رسالت امكانات مىخواهد.
بينات: بنابراين آيات مشابه چگونه مىتواند بطنهاى متفاوتى داشته باشد؟
استاد: در مورد آيات مشابه بحث مفصلى شده است كه علت تكرار چيست. هر تكرارى يك نكته دارد و بطن از همين نكتهها استخراج مىشود.
بينات: لطفاً مثال ديگرى هم بزنيد و توضيح بفرماييد آياتى مثل القارعة ماالقارعة چگونه مىتواند آيات الاحكام باشد؟
استاد: آياتى كه مسأله قيامت را هشدار مىدهد، مثل آية أَقِيمُوا الصَّلاةَ[٢]
[١] . انعام، آيه ٩.
[٢] . بقره، آيه ٤٣.