معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١٦٧ - زندگى خودنوشت استاد معرفت
جمله: حقوق زن در اسلام. ترجمه قرآن: امكان، نقد، ضرورت، دو فرقه شيخيه: اسكويى، كريمخانى، اهميت نماز و تأثير آن در حيات فردى و اجتماعى و غيره. تمامى اينها به زبان عربى روز انجام شده است. برخى از آنها سپس به فارسى ترجمه شده است. در آغاز سال ١٣٤٠ ش و پس از فوت پدر (قدس سره) براى تكميل تحصيل به همراه خانواده به نجف اشرف مهاجرت كردم.
هدف اصلى، شركت در جلسات درسى فرهيختگان علم و فقاهت بود كه در اين دوران از محضر اساتيدى همچون: سيد محسن حكيم، سيد ابوالقاسم خويى، ميرزا باقر زنجانى، شيخ حسين حلّى، سيد على فانى اصفهانى و اخيراً امام راحل (قدس سرّهم) بهره وافر گرفتم.
آقاى حكيم در طرح و بررسى آراى فقها، مهارت و دقت فراوانى داشت و درس ايشان از اين لحاظ داراى امتيازى خاص بود. ايشان به آراى فقهاى سلف همان عنايت و دقت را مىداشتند كه با اقوال معصومين (عليهم السلام).
آقاى خويى در قوّت بيان و قدرت استدلال و در ضمن رسا و سادهگويى ولى عميق، سرآمد بود، و بحث فقه و نيز اصول را در اندك مدّت، ولى با حجمى تناور از مطالب، مطرح مىساخت و در اين جهت بىنظير بود. آقاى زنجانى در شرح و بسط دادن مطالب و روشن ساختن ابعاد مسأله با بيانى شيوا و رسا و عميق اختصاص داشت.
آقاى حلّى در طرح اقوال مختلف در هر مسأله و بررسى دلايل و جرح و تعديل آنها مهارت به سزايى داشت و در مباحث فقهى نوآورىهاى فراوانى از خود به يادگار گذارد. شاگردان وى محدود، ولى از ممتازان افاضل حوزه بودند. ايشان شيوه تدريسى بخصوصى داشت: نظر خود را نوعاً بيان نمىداشت، بلكه لابهلاى نظرات ديگران بدون شاخصه مطرح مىكرد و هر گاه از ايشان در خواست مىشد كه در اين هنگام رأى خود را بيان دارد مىفرمود: به صلاح شما نيست. زيرا هر چه باشد، شاگرد به استاد خود يك نوع گرايش دارد كه احياناً ناخود آگاه نظر او را راجح مىداند، در حالى كه اين گرايش گمراه كننده است و او را از آزاد انديشيدن باز مىدارد.