معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٣٨٧ - رويارويى با شك و شبهه
هم مىرود. اما آنچه را كه خدا مىخواهد، چيزى فراتر از اين است و اين سخن از سوى كسى صادر شده است كه اطمينان دارد كه انديشه پاك حتماً به حقيقت مىرسد. و اين طور نيست كه قرآن خود را به مخاطره انداخته باشد كه اگر كسى درباره مسألهاى انديشيد به چيزى بر خلاف آنچه كه قرآن گفته است مىرسد، بلكه اين اطمينان را دارد كه هرگز چنين نخواهد شد.[١]
گاهى افرادى از كشورهاى ديگر به قم و به دفتر مجله كيهان انديشه مىآمدند تا با اعضاى هيأت تحريريه ملاقات كنند و پاسخى براى پرسشها و شبهاتى كه در ذهن داشتند، از آنها دريافت كنند. از جمله اين افراد آقاى پروفسور نورى عثمان اف مترجم قرآن به زبان روسى بود كه ادعا داشت ترجمه او دقيق و عارى از اشكالاتى است كه به برخى از ترجمههاى فارسى وارد شده است. مىگفت:
«من نقدهايى كه شمارى از نقادّان نظير آقاى بهاءالدين خرمشاهى به قرآن زدهاند را مطالعه كردهام، الحمدلله ترجمه من فاقد آن مطالب است، اما در برخى از جاها مشكلاتى در ترجمه دارم مطلب را با ذهنيت فعلى نمىتوانم خوب درك كنم، مثلًا آياتى مانند ان الله على عرش استوى را چگونه بايد معنا كرد؟ چون اگر آن را به «جلوس» معنى كنيم، مستلزم جسمانيت خدا مىشود».
آيتالله معرفت، با حوصله به سخنان ايشان گوش دادند و سپس به پاسخ پرداختند و گفتند: در لغت عرب «استوى» صرفاً به معناى نشستن نيست، خود عرب هم «استوى» را به معناى مطلق نشستن استعمال نمىكند، ما بايد قبلًا اين را بدانيم كه «عرش» چيست؟ «كرسى» چيست؟ اگر عرش را معناى تخت و سرير بگيريم، استوى بر تخت نشستن است، ولى اگر لفظ «عرش» كنايى باشد، مقصود از «عرش» عرش تدبير است، نه سرير و تخت. عرب استوى را به معناى استيلا و سلطه بسيار به كار برده است. پس از اين پاسخ، استاد معرفت به توضيح متشابهات قرآن پرداختند و به نقل از زمخشرى فرمودند: برخى از آيات كه از محكمات بوده است به جهت بد تفسير كردن به متشابهات بدل
[١] . همان.