معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١١٧ - مقدمه
آيتالله معرفت: ما به آنها هم متعرض مىشويم. نكتهاى كه گفتم پايه آنها است كه ما براى آن دو مرحله قايل شدهايم، نخست: مفاهيم صرف ظاهرى قرآن و ديگر رسيدن به آن حقايق عاليه كه جنبه عرفى دارد و يك جنبه هم زبان خاص خود قرآن است.
كيهانفرهنگى: بدين ترتيب در فهم متون، بحث ترجمه مطرح نبوده است.
آيتالله معرفت: آنها خلط مبحث كردهاند و پنداشتهاند چيزهايى كه در مجمعالبيان آمده، تفسير است؛ در صورتى كه تفسير نيست. اينها قرآن را ترجمه كردهاند. اينجا مباحث مختلفى پاسخگوى تمام مسايل خواهد بود، نخست اينكه آيا مثالهايى كه قرآن مىآورد يا صحنههايى كه از آفرينش و زندگى انبيا مطرح مىكند- و مثال هم نيستند- سمبوليك هستند؟ يعنى شجر و نار و اين چيزها در كار نيستند و زبان رمزى است، يا اينكه حكم مثال را دارند؟ يا اينكه آياتى چون فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى طَعامِهِ[١] و قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماؤُكُمْ غَوْراً فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِماءٍ مَعِينٍ[٢] كه تفسير شده به امام عالم كه اگر از دست رفت، امام ديگر را چه كسى به شما معرفى مىكند؟ اينها چگونه است؟ و كسانى كه در وادى تأويل افتادهاند، ما به آنها مىگوييم كه اشتباه كردهاند، چون القرآن نزل بلغة العرب و على اساليب كلامه و اين اصل مسلم است و قرآن به بالاترين حد زبان عرب نازل شده است. آيا در كلمات عربى استعاره و مجاز نيست؟ مگر ما در مورد علم، خوراك علمى تغذيه نمىگوييم. مثلًا اين آيه شريفه:
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ* إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ[٣]
يعنى صورتهايى كه در روزگار قيامت خيلى درخشنده و مبتهج و خوشحال و مسرورند، چون به خداى خود نظر افكندهاند. اهل «تشبيه» گفتهاند كه در قيامت مردم خدا را به عيان مىبينند.
اين جمودگرايى واداشته كه بگويند مؤمنين در روز قيامت خدا را مىبينند. زمخشرى در تفسير كشاف مىگويد: اى بىانصافها! اين كلام را اگر يك عرب
[١] . همان.
[٢] . ملك، آيه ٣٠.
[٣] . قيامت، آيات ٢٣- ٢٢.