معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٢٢ - بخش دهم
مىپردازد؛ اينكه «روايت رسيده براى شأن نزول، ابهام را به تمامى از صورت آيه بردارد و مشكل تفسير را به كلى حل مىكند» با اين قيد كه مخالف ضرورى دين يا خلاف بديهى عقل رشيد نباشد.
در بخش سوم، «التنزيل و التأويل» به روايات ظهر و بطن اشاره مىكند و مىگويد: اين به خاطر آن است كه آيه يك جهت مرتبط با واقعه دارد كه موجب نزول آيه شد و يك وجه عام دارد كه آيه به خاطر اين وجه عام، دستورى كلى براى مسلمانان تا ابد خواهد بود و اين وجه عام، «ناموس اكبر» آيه است اين ويژگى قرآن در بيان مقاصد به دو وجه خاص و عام است. غير از اين كه رسيدن به تأويل مخصوص راسخان در علم است.
در بخش چهارم، «هل يجب حضور ناقل السبب؟» مىگويد: هدف اطمينان از اين است كه آنچه نقل شده، مشهود و نه از روى اجتهاد و حدس باشد، لذا ما به اقوال ائمه و تأويل قرآن اعتماد داريم، چون آنها اعرف به قرآن و علوم آن هستند.
در بخش پنجم، «العبرة بعموم اللفظ لا بخصوص المورد» اين عنوان را قاعدهاى اصولى و شايع در همه احكام شرع مىداند؛ اينكه آنچه از منابع وحى و رسالت صادر مىشود و شأن بيان احكام دارد، مخصوص مورد خاص نيست.
در بخش ششم، «نزل القرآن باياك اعنى و اسمعى يا جارة» مورد بحث است.
بخش هفتم، هم به «كيف الاهتداء الى معالم القرآن» اختصاص دارد و مىگويد راسخان در علم و توسل به آن ابواب رحمه الله و منابع فيض قدسى مىداند.
فصل چهارم: تاريخ القرآن
آيتالله معرفت در اين فصل ذيل چهار بخش (تأليف قرآن، توحيد المصاحف، مخالفات فى رسمالخط، اختلافالمصاحف) و القرآن فى اطور الانافة و التجويد سخن گفته است.
در بخش اول (تأليف قرآن) نظم كلمات را به سه دليل الهى مىداند، در تأليف آيات در ضمن سور، قائل به ترتيب طبيعى است. او معتقد است امام على (ع) بعد از رسول خدا در ترتيب سور بينالدفتين نقش داشت و نظم