معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١١٠ - مقدمه
ندارد. آنها مىگويند شما قرآن را به هر لغتى كه مىخواهيد تفسير كنيد، تفسير مختصر باشد؛ اما براى ترجمه تحتاللفظى قرآن اجازه نمىدهند. علماى شيعه گفتند چه مانع دارد، مگر پيامبر به سلمان نگفته است سوره حمد را ترجمه كن؟ بدين ترتيب هيچ جاى بحث ندارد. درباره خيلى از چيزها فكر مىكردند كه نياز به بحث ندارد، همين فكر آنان را از خيلى چيزها عقب انداخت. در صورتى كه امروزه ما متوجه شديم اين فكر غلط است و چيزهايى كه ما خيال مىكنيم بىفايده هستند، بسيار پر فايدهاند و همين بحث ترجمه قرآن- كه امسال به تازگى بهطور مفصل آن را نوشتهام- بحث قرائت، بحث تاريخ نزول، بحث نزول تدريجى اينها امروزه در فقه ما مؤثرند، و ما اين موضوع را اثبات كردهايم.
يكى هم بحث تواتر قرائتها است. آنان همين طورى تلقى مىكردند و با تكيه به اينكه اين تواتر قرائتها امرى مسلم است، و مسأله را خاتمه مىدادند. به همين سبب درباره آن بحثى نمىكردند، در صورتى كه نخستين كسى كه در عصر كنونى در اين باره بحث كرد، آقاى خويى بود و بهطور كلى پنبه مسأله تواتر قرائات را زد؛ همان گونه كه علماى بزرگ اهلسنت پنبهاش را زدهاند، كه مىگويند قرآن متواتر است، اما قرائات متواتر نيست. آقاى خويى هم اين موضوع را مطرح كرد، اما هنوز حوزه ما نخواسته اين را بپذيرد.
گمان مىكنم يكى از ويژگىهاى تفاسير اين است كه اهلسنت نسبت به تفاسير شيعه يك مقدار از جهت كمّى هم قصور دارند. يعنى آنها را به گونهاى معرفى كردهاند كه شيعه تفسير ندارد و اگر هم دارد، خالى از كاستى نيست. براى نمونه التفسير المفصل فقط چند تا از تفاسير شيعه را معرفى مىكند، در حالى كه التمهيد يك كارش اين است كه بتواند اين خيل عظيم تفاسير شيعه را- كه كم هم نيستند- معرفى كند.
كيهانفرهنگى: با توجه به اينكه مسأله زبان قرآن از مسايل جدى امروز است، اكنون در مراكز علمى، زبان قرآن چه زبانى است؟ آيا زبان عرفى است؟ يا زبان عقلى و فقهى؟ يا زبان رمز و اشاره است؟ چندان كه بعضىها گفتهاند