معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٣٠١ - ج بدعت خليفه دوم در منع از متعه حج
مىگيرد و بر خلاف معمول تصريح مىكند كه اين كار عمر در رسوبات فكرى دوره جاهليت ريشه دارد. زيرا در دوره جاهليت نيز تمتّعى بين عمره و حجّ نبود و عمر با ناديده گرفتن حكم صريح و اكيد پيامبر گرامى اسلام (ص)، به حكم جاهليت حكم و امر رسول خدا را ترك كرد.
استاد عاليقدر در اين زمينه مىنويسد:
إنّ عمر حاول المنع منه، لما استهجّنه من توجّه الناس إلي عرفة و رؤوسهم تقطر ماءً، مجرّد اجتهاد في مقابلة النصّ!!
آنگاه در ادامه مىافزايد:
كان] عمر [يصرّ علي فصل العمرة عن الحجّ، و أن لا عمرة في أشهر الحجّ، كما كان عليه أهل الجاهلية.
آنگاه پس از آنكه استاد اين اصرار عمر را بر كارى كه در دوره جاهليت انجام مىشد بيان مىكند، مىگويد:
ولعلّها بقية منها.
سپس حديث مسلم را كه از طريق امام صادق (ع) از جابر در توصيف حجّ پيامبر اعظم (ص) وارد شده است، نقل مىكند. تا آنجا كه پيامبر اكرم (ص) فرمود:
«هر كس كه قربانى به همراه ندارد از احرام خارج شود و آن را به عمره تبديل كند». سراقه بن مالك برخاست و گفت: يا رسول الله! آيا اين حكم تنها مربوط به حجّ امسال است يا هر ساله چنين است؟ پيامبر انگشتانش را يكى بر ديگرى داخل كرد و دو بار فرمود: عمره داخل در حجّ قرار دارد و سپس افزود: خير، بلكه براى هميشه چنين است.
قال: دخلتِ العمرة في الحجّ، مرّتين، لا، بل لأَبَد ابَد.[١]
استاد راحل پس از نقل اين خبر، مجدّداً از جسارت عمر در برابر حكم خدا و پيامبر برآشفته شده، مىافزايد:
يا تري، هل بعد هذا التأكيد البليغ، مساغ لاستنكار، استنكاراً يرجع إلي الوراء، حيث عهد الجاهلية!؟
آنگاه استاد از توجيه خنك برخىها چون نووى در شرح مسلم ياد مىكند كه آنها منع عمر را منع قطعى تحريمى نمىدانند، بلكه آن را به عنوان نهى تنزيهى
[١] . صحيح مسلم، ج ٤، ص ٣٩.