معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٨٥ - مقدمه
منسوخ را تا ٢٦٠ آيه مىدانند. ما مىگفتيم آيات منسوخ با مكرراتش بيش از ٢٠ آيه نمىشود. در جلد اوّل التمهيد هم همين مقدار چاپ شد.
اما استاد ما آقاى خويى به كلى منكر نسخ بود و حتى آيهاى كه ما براى نقض مطلب عرض مىكرديم، ايشان نپذيرفت. البته ما آن موقع قانع نشديم، ولى به مرور زمان فهميديم كه حق با استاد بوده است.
بينات: پس منظور از ناسخ و منسوخ در روايات چيست؟
استاد: اين كه در روايات از ناسخ و منسوخ سخن به ميان آمده، منظور تخصيص و تقييد است كه فقيه بايد آيات و مطلقات را به آنها اخذ كند، نه آنكه آيهاى كارايى خود را از دست داده باشد. مثل آيه: وَ الْمُطَلَّقاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلاثَةَ قُرُوءٍ، كه مطلق است، اما به رجعيات اختصاص دارد. لذا شما يك آيه مثال بزنيد كه بىفايده و بىاثر باشد.
ما وقتى با استاد بحث مىكرديم، آيه وَ الَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنْكُمْ وَ يَذَرُونَ أَزْواجاً وَصِيَّةً لِأَزْواجِهِمْ مَتاعاً إِلَى الْحَوْلِ غَيْرَ إِخْراجٍ[١] را مىخوانديم كه اجماع فقها كمك كرده است تا با دستهاى از آيات، نسخ شود. يعنى دليل محكمى وجود ندارد كه آيهاى آن را نسخ كرده باشد. فقها مىگويند اين آيه درباره زنهايى است كه شوهرشان فوت مىكنند. زمان جاهليت، عده وفات، يك سال بوده كه امروز به نام حداد ٥، شناخته مىشود. يعنى زنِ شوهر مرده يك سال از زيور آلات استفاده نمىكرد و مجالس عروسى نمىرفت. هنوز هم اين كار بين عرب مرسوم است. فقها مىگفتند اين آيه اشاره به حداد جاهليت بوده و بعد با آيه وَ لَهُنَّ الرُّبُعُ[٢] نسخ شده كه مقدار ميراث و زمان عده را أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً[٣] مشخص كرده است. آقاى خويى مىفرمود: آيات عده و ارث با اين آيه منافاتى ندارد، چون شرط نسخ آن است كه بين ناسخ و منسوخ، تهافت باشد. اصلًا علت اينكه آقاى خويى مخالف نسخ بود، اين است كه خود قرآن اختلاف بين آيات
[١] . بقره، آيه ٢٤٠.
[٢] . نساء، آيه ١٢.
[٣] . بقره، آيه ٢٣٤.