معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٨ - شيوه تفسير بر منظار ائمه اهلبيت
فرض كنيد شيخ بحرانى معصوم است، اما خط بطلان كشيدن به همه زحمات و رنجها، يك نوع بىانصافى است.
حالا از اين بگذرم؛ ما يك پيشنهاد مىكنيم كه در تفسير اثرى كه اخيراً ايشان نوشتهاند، اعمال گردد. يك نسخه هم به بنده لطف كردند كه مطالعه كنم، تا نظرم را عرض كنم. خوشبختانه استاد معرفت يكى از شخصيتهاى ممتازىاند كه نقدپذير است، يعنى در حقيقت تجسمبخش اين حديث است كه احب اخوانى الى من اهدى الى عيوبى[١] البته من كلمه «عيوبى» نمىگويم. اهدى الى نظرته مىگويم. در اين كتاب ايشان بايد يك بخش را افتتاح كنند.
شيوه تفسير بر منظار ائمه اهلبيت
، يعنى بررسى اين نكته ائمه اهلبيت شيوه تفسيرشان چگونه بوده است؟ اگر اين فصل بر اين كتاب افزوده شود، البته با مراجعه به خود روايات صحيحه كه مدرك صحيحى دارند و شيوه تفسير ائمه اهلبيت در كنار ديگر شيوهها بيان شود، اين كتاب مىتواند، كتاب ممتازتر تلقى شده و اين خلأ را پر كند. اتفاقاً يكى از مميزات ايشان (استاد معرفت) اين است كه كتاب را براى كتاب نمىنويسد كه يك كتابى نوشته باشيم، نه؛ خيلىها هستند وقت دارند مىخواهند يك كتابى بنويسند، يك اثرى از خودشان بگذارند. نمىگويم اين كار بد است، اما خيلى حسن ندارد. اما اين شيوه در ايشان هست كه خلأها را پر كند. در علوم قرآن خلأيى در كتب شيعه بوده است. البته پر كردن اين خلأ را شيعه در داخل تفسير دنبال كرده است. يعنى در داخل تفسير و ضمن تفسير و گاهى در مقدمات تفسير آوردهاند. به عنوان مثال مجمع و صافى در مقدمات آورده است، اما به عنوان يك علم مستقل از قرن هشتم از زمان بدرالدين زركشى اين مسأله مطرح شد، بعد جلالالدين سيوطى آمد. به هر روى، در شيعه يك كتاب مستقل در علوم قرآنى نبود و اين خلأ را ايشان پر كرد. خلأ ديگرى كه هست اين است كه تاريخ التفسير و المفسرون ابتكارى است، از طرف شيخ محمد حسين ذهبى اين ابتكار را مىپذيريم، ولى اين سبب نمىشود كه ما نتوانيم در اين موضع گام برداريم و اشكالات او را بر طرف
[١] . كافى، ج ٢، ص ٦٣٩.