معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٧ - سخنرانى آيتالله سبحانى در نكوداشت استاد معرفت
بعد نظر مىدهد. در عين حالى كه ما نقطه قوت اين كتاب را عرض مىكنيم، دو نقطه ضعف دارد، كه ما را از ناراحت كرد بود و بحمدالله در كتاب ارزشمند محقق فرزانه آيتالله معرفت اين دو بخش مطرح شد.
اولًا، به يك تعبيرى درباره على (ع) حقكشى كرده، و حضرت را از نظر كثرت روايت، سوم آورده است. در حالىكه ابن عباس را اول و عبدالله بن مسعود را دوم قرار داده است، غافل از اينكه آنچه كه عبد الله بن عباس دارد، مال خودش نيست. عبدالله بن عباس هنگام فوت پيامبر اكرم ١٠ ساله بود، اين ١٠ ساله چه مىتواند از پيغمبر اكرم بياموزد. حتماً واسطهها بر اين تفسيرش و بر اين آرا دارد. آن واسطهها بيشترش على بن ابيطالب است. تلميذ على بن ابيطالب است، هنگامى كه از او سئوال مىكنند، نسبت علم تو به على چيست؟ اين علمك من علم ابن عمك، قال كنسبة قطرة من المطر الى البحر المحيط،[١] بنابراين نبايد ايشان چنين حقكشى كرده باشد.
ديگر حقكشى كه ايشان كرده و همين سبب شد كه استاد فرزانه ما كتاب التفسير و المفسرون را بنويسد، اين است كه گروهى را به عنوان مفسّر معرفى مىكند، حالا اين گروه تا چه پايه مفسرند؟
ابى بن كعب از نظر قرائت مورد تقدير است، حتى معرفتش تا حدى، ولايتش هم پذيرفته است. سعيد بن جبير پذيرفته است، ولى گروهى را مىآورد مانند عكرمه بربرى، محمد بن كعب قرظى، شعبى و قتاده دوسى، اينها را نام مىبرد. بدبختانه و متأسفانه، نامى از حسن و حسين (عليهما السلام) حتى نامى از الباقر و الصادق با اين عظمت، نمىبرد، مگر به صورت بس محدود.
آرى! اين مرد در عين حالى كه كتابش راهگشا است، قوت دارد، زحمت كشيده است، اما اين نقاط ضعف را دارد و همين انگيزهها سبب شد حضرت استاد معرفت كتاب التفسير و المفسرون فى ثوبه القشيب بنويسند و مفسرين شيعه را در مجمع جهانى، معرفى و نقدهاى غير وارد محمدحسين ذهبى را نقد كند.
البته هيچ فردى معصوم نيست، ما نمىگوييم مؤلف صافى معصوم است، يا
[١] . بحارالانوار، ج ٤١، ص ١٤٢.