معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٣٨٥ - آگاهى از پيشينه پژوهش(تتبع)
باللسان و لا تخسر الميزان
. شيوه ابن مسعود اين بود كه كلماتى كه قدرى ابهام داشت، تجويز مىكرد كه تبديلش كنند. شما احتمال مىدهيد كه من اين نظريه را از كجا پيدا كردم؟ در كتاب البيع احياء العلوم غزالى، و هيچ جاى ديگرى هم نيست.
يك مثال ديگر براى شما عرض مىكنم، البته چون با شما همكار هستم، اينها را عرض مىكنم، نمىخواهم اظهار فخر كرده باشم. به اين آيه شريفه توجه بفرماييد، قرآن مىفرمايد: خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ[١] شما وقتى درباره اين آيه به تفاسير رجوع مىكنيد، مفسران مىفرمايند: صلب يعنى صلب رجل، ترائب هم يعنى ترائب المرأه، يعنى استخوانهاى اضلاع سينه زن. همه مفسران هم همين را نوشتهاند، چه متقدمين، چه متأخرين؛ و اين نظريه، محقق را با يك اشكال علمى روبه رو مىكند، چون علم با آن نظر موافقت نمىكند، نه علم جديد، نه علم قديم. ابن سينا هم نوشته است اين مطلب درست نيست، نظر ابن سينا در قانون اين است كه اساساً زن منى ندارد، منى فقط از مرد است.
روزى يكى از اساتيد دانشگاه با من تماس گرفت و گفت: من در كلاس درس نتوانستم درباره اين نظر مفسران، شاگردها را قانع كنم، هر چه توجيه كردم و گفتم كه فلان دكتر چه گفته و فلانى چه گفته، زير بار نرفتند.
درباره تفسير آن آيه، بنده حدود سى تفسير را نگاه كردم، فقط در تفسير ابن كثير يك مطلب جديدى را يافتم، آن هم نقل قول از ضحاك است- ضحاك از مفسرين قرن دوم و از تابعين است- ايشان مىگويد: ترائب يعنى استخوانهايى كه در بدن انسان جفت است، هر استخوانى كه در بدن جفت است، آن ترائب است. ترائب جمع تريبه است، تريبه اصطلاحاً به كودكان هم بازى و هم قد مىگويند كه در كوچهها، ميان خاكها بازى مىكردند، از ريشه تراب است، هم قدهايى كه در خاكها بازى مىكردند، اينها را تريبه مىگويند.
پس واژه تريبه جمعش ترائب است و به استخوانهاى جفت در بدن مىگويند، ضحاك سپس مىگويد: دو استخوان زير گلو ترائب هستند،
[١] . طارق، آيه ٦.