معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٨٠ - مقدمه
نمىتواند عبدصالح خدا باشد. اسكندر انسان شهوتران و ستمگرى بود كه تمام فرهنگ و علم و آداب ايران را از بين برد و به بشريت خيانت كرد. فخررازى به اين مسأله توجه نكرده است و اسكندر را ذوالقرنين مىنامد. اخيراً هم آقاى ابوالكلام آزاد با تتبع در تورات و مطالعه تاريخ، ذوالقرنين را با كورش تطبيق مىدهد. اما ما مىگوييم همينجا هم بايد گفت احتمال دارد كورش باشد و چه بسا در آينده، شخصيت ديگرى پيدا شود. پس دانش عقلى و نقلى بشر اگر ابزار تفسير قرآن شود، بايد با كلمه يحتمل همراه باشد.
بينات: در مسائل عقلى كه برهان مسلّم داريم و حتى ظواهر آيات را با آن تأويل مىكنيم، مثل وجاء ربك به قطع تفسير مىكنيم، حال اگر در مسائل تجربى هم به قطع برسيم، تفسير بالحاظ اين قطع چگونه است؟
استاد: اشكالى ندارد. اگر به جايى رسيديم كه براى صدها سال قاطعيم و برهان داريم، اشكالى ندارد. ما مىخواهيم چيزى كه احتمال خطا دارد به قرآن منتسب نشود و حداقل بايد گفت من طبق اين قاعده آيه را اينطور مىفهمم. اما در تعارض بين دادههاى قرآنى و علوم بشرى، دانشمندان غير مسلمان مشكلى ندارند؛ چون معتقدند قرآن با فرهنگ زمان خود داد و ستد كرده و سخن گفته است. ولى ما مسلمانان كه مىگوييم قرآن از فرهنگى كه غلط باشد، حتى به عنوان ابزار و پل استفاده نمىكند، بايد مسأله را جواب بدهيم.
بينات: چه دليلى وجود دارد كه قرآن از فرهنگ معاصر و زمان خود متأثر نشده است؟
استاد: قرآن، كتاب هدايت و تربيت است. چنين كتابى وقتى مىخواهد نسل يا نسلهايى را تربيت كند، بايد دليل بياورد. اگر بگويد وفاى به عهد خوب است، بايد چند شاهد بياورد. فن قرآن خطابى است و بايد از قضاياى تلخ و شيرين انسان در طول تاريخ شاهد بياورد. شواهد قرآنى هم بايد واقعى باشد نه تخيلى. از سوى ديگر استشهادهاى قرآنى اگر برگرفته از فرهنگ روز باشد، براى آيندگان نامفهوم خواهد بود. مثلًا در فرهنگ ما ايرانىها ضربالمثلى هست براى اين مطلب كه كار را بايد به موقع انجام داد، با تعبير: