معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٨٢ - مقدمه
علمى را مبهم مىگذارد چرا كه قرآن از واقع اطلاع دارد، اما اگر تصريح كند ممكن است دانشمندان آن روز كه به علم خود قطع دارند، با قرآن مخالفت كنند. لذا قرآن خود را درگير نمىكند و از وراى آن رد مىشود تا در طول تاريخ هر چه علم پيشرفت كند، دانشمندان، قرآن را با نظريات علمى در تعارض نبينند. مثلًا آيه وَ لَبِثُوا فِي كَهْفِهِمْ ثَلاثَ مِائَةٍ سِنِينَ وَ ازْدَادُوا تِسْعاً[١] را دايرةالمعارف بريتانيكا اشكال كرده به اين كه از زمان پادشاه زمان اصحاب كهف تا پادشاه بعدى، كمتر از ٢٠٠ سال فاصله است. اما قرآن مىگويد ٣٠٩ سال. در حالىكه قرآن نقل قول مىكند و در پايان مىفرمايد:
قُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما لَبِثُوا.[٢]
ابنعباس، مجاهد و قتاده مىگويند اين نقل قول است. از طرف ديگر اين قصه اصلًا به دقيانوس مربوط نمىشود، زيرا دقيانوس ١٥٠ سال قبل از بعثت بوده است و مردم عصر نزول بايستى همه شنيده باشند، اما در تاريخ محمدبن اسحاق هست كه عدهاى از قريش از احبار مدينه پرسيدند آيا مىشود چنين كسى ادعاى نبوت كند؟ گفتند سه سئوال از او بپرسيد. يكى از سه سئوال اين بود واسئلوه عن الفتية الذين ذهبوا فى الدهر الاول وقتى يهود مىگويد دهر الاول، يعنى مسأله به قبل از تاريخ بنىاسرائيل برمىگردد. پس يك مسأله يهوديه است نه مسيحيه. اين تعارضها و مخالفتها از اين قبيل است كه برداشتهاى ما با دادههاى علمى سازگارى ندارد، نه با خود قرآن.
مثال ديگر نظريه تكامل داروين است. دانشمندان همزمان داروين اشكالات عميقى به اين نظريه وارد كردند و در جهان علم مردود اعلام شده و ثابت نشده است. عجيب اين كه نظريه تكامل هنوز در كشورهاى شرقى مطرح است! فلاسفه ما تكامل را از قديم در هر صنف مطرح كردهاند، اما تكامل از صنف به صنف را كسى قائل نشده است. در سير تبديل ميمون به انسان، حلقه مفقودهاى وجود دارد كه جناب داروين هر چه كاوش كرد نتوانست آن را پيدا
[١] . كهف، آيه ٢٥.
[٢] . كهف، آيه ٢٦.