معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٦ - سخنرانى آيتالله سبحانى در نكوداشت استاد معرفت
ثقلين روشن مىكند كه اين عباد برگزيده همان اهلبيت پيغمبر اكرم است كه مىتوانند بعد از رسول خدا از چهره قرآن و واقعيات آن پرده بردارند. اما رواياتى كه از رسول گرامى صادر شده، بر دو گونه است:
١. گاهى از طريق ائمه اهلبيت است.
٢. گاهى از طريق صحابه پيغمبر اكرم است.
آنچه كه از طريق صحابه آمده، متأسفانه در ضبط احاديث كوتاهى شده و آن احاديث ناب رسول خدا درباره قرآن بيش از اين است كه از طريق صحابه در اختيار ما قرار دهد و بايد در بيشترينش به اهلبيت مراجعه كرد. در حقيقت اگر بخواهيم منصف باشيم، بايد به هر دو گروه مراجعه كنيم. چه رواياتى كه از طريق صحابه و چه رواياتى كه از طريق ائمه اهلبيت اما با يك شرط و آن شناسايى، احراز عدالت، احراز وثاقت است، همان شرطى كه همه جا رعايت كردهايم، در اين جا هم بايد رعايت كنيم. نمىشود يك شرط همه جا شرط باشد، اما هنگامى كه به گروه صحابه برسد شرط را الغا كنيم. چنين چيزى امكانپذير نيست. نه عقلايى است و نه در حقيقت، قرآن و اهلبيت و مفسرين ديگر با اين موافقت مىكنند. پس بهترين راه حد وسط است، اينكه بهره بگيريم از سر چشمه علوم نبوى از دو شاخه، شاخهاى كه از طريق صحابه و تابعين است. شاخهاى كه از طريق ائمه اهلبيت است، ولى در هر دو قواعد حديثشناسى و آسيبشناسى اعمال بشود.
نكته ديگرى كه عرض كنم، و بحمدالله بايد بگويم محقق فرزانه ما اين خلأ را پر كرد، من در سال ١٣٥٦ در مصر بودم. رفته بودم آنجا، شيخ ازهر و كيفيت درس آنها را ببينم، و اينكه وضع درس و بحثشان چگونه است؟ من آنجا بودم كه شيخ محمد حسين ذهبى كشته شد. خبر كشته شدنش آمد و در آنجا هم در همه مجالس از او ياد مىكردند. كتابى در آن زمان از ايشان منتشر شده بود كه بعدها به ايران آمد، به نام التفسير و المفسرون. كتاب بسيار خوب و ارزندهاى است و نمىشود نقاط قوت اين كتاب را انكار كرد. بينى و بينالله در هر تفسيرى كه نظر مىدهد از اول تا آخر يا لااقل آن نكات برجسته را مىخواند و