معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١١٨ - مقدمه
معمولى مىگفت، شما اين معنى را از آن برداشت نمىكرديد. آن وقت نمونه مىآورد كه بعد از ظهر يك روز تابستانى در مكه، مردم در خانهها يا زير سايهها آرميده بودند، يك كودك اهل سرويه[١] را ديدم كه در كوچههاى مكه گدايى مىكرد و اين عبارت را مترنم بود:
اعيينتي نويظرتي الي الله و اليكم
يعنى چشمان ريز من نظرش به خدا و شما مردم است، كمكم كنيد. وى مىگويد آنگاه كه اين دختر گدا اين عبارت را مىگويد، اين معنا را- كه خدا را مىبيند و مردم را- استنباط نمىكنيد؛ در صورتى كه حتى مردم را هم نمىديد، چون در خانههايشان بودند. اما وقتى قرآن گفت: شما اين معنى را مىفهميد؟ شما به قرآن جفا مىكنيد، قرآن طبق اسلوب عرب صحبت كرده است. در قرآن به اندازهاى استعاره، كنايه، مجاز و تمثيل داريم كه به قول سكاكى: القاء المعانى بنحو المبطابقه. همانند كسى كه مىگويد به من آب بدهيد چون تشنه هستم، كلامى گفته كه بهطور دقيق نشانگر همان الفاظى است كه در ذهنش وجود دارد. مىگويد اين جور كلام نلحقه بكلام الحيوان يعنى اين كلام با صداى يك گربه تفاوتى ندارد و هيچ ارزشى براى اين كلام قايل نيستيم. كلام آنگاه ارزش دارد و در مدارج صعودى اوج مىگيرد كه از اين حد فراتر بيايد، و آن وقتى است كه در لفافه استعاره و مجاز و كنايه و ... قرار گيرد.
كيهانفرهنگى: بدين ترتيب اگر در قرآن استعاره، كنايه، مجاز و تشبيه وجود دارد، نمىتواند زبان عقلى داشته باشد، زيرا هنگامى كه شخصى براى نمونه به زبان حقوقى صحبت مىكند، در گفتارش هيچگاه استعاره، كنايه يا ... به كار نمىبرد.
آيتالله معرفت: هنر قرآن همين است، در عين اعمال اين خصوصيات ... زبان قرآن دقى هم هست.
كيهانفرهنگى: پس با اين حال مىتوانيم بگوييم زبان عرفى هم نمىتواند
[١] . سرويه قريهاى است در نزديكى مكه كه مردمانش بسيار فقير و مفلوكند، ولى اكنون شهر مهمى شده است.