معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٧٦ - مقدمه
است اين آيه را نمىفهميم؛ با اين كه علم پيشرفت مىكند و اين هنر قرآن است. اين نكته را ابنرشد اندلسى مىگويد كه هر انسانى در هر سطحى خيال مىكند آيه را خوب فهميده است. لذا يكى از اشكالات ما به فخر رازى كه مىگويد: الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ[١] جمله مستأنقه است. اين است كه شما در كجاى تفسيرتان به آيهاى برخورد كرديد و گفتيد: ان المتشابه الذى لا يعلم تأويله الا اللّه. هر مفسّرى به عنوان الراسخون فى العلم وارد تفسير مىشود. همانطور كه ابنعباس مىگويد: انا من الراسخين فى العلم، علامة طباطبايى هم با اين باور وارد تفسير شده است و هيچ جاى قرآن براى او مبهم نيست. البته ابنعباس كه بعد از ائمه (ع) اولين راسخين فى العلم است، امام صادق (ع) هم مىفرمايد:
انّ رسول اللّه (ص) أفضل الراسخين في العلم[٢]
بين پيامبر و ابنعباس تفاوت هست. امام صادق (ع) مىفرمايد:
نحن اهل الذكر[٣]
مرجع تقليد هم مىگويد: أنا اهل الذكر. آيا فرقى بين امام صادق (ع) و مراجع نيست؟! نقش ائمه (ع) در فهم قرآن، كليدى است و راه فهم قرآن را به مردم ارائه مىدهند.
بينات: آيا مراتبى از تأويل وجود ندارد كه فقط ائمه مىفهمند؟
استاد: آيا باب علم فهم قرآن بسته است؟ من نمىتوانم اين را باور كنم. چون قرآن براى ما آمده است؛ نه تنها براى امام صادق (ع). بنابراين وقتى براى ما فهم قرآن مسدود نيست، براى ائمه به طريق أولى.
بينات: آيا ممكن است لايههاى ديگرى از بطن وجود داشته باشد كه آيندگان آن را بفهمند يا فقط با اشاره معصوم فهميده شود؟ لذا ممكن است معصوم آخر، لايههاى خاصى از بطن قرآن را بازگو كند؟
استاد: من اصرار دارم اين توهم را از بين ببرم كه باب علم در قرآن بسته است. ما بايد به همه افراد بشر بگوييم: در قرآن نقطه كورى كه نتوان حل كرد
[١] . آل عمران، آيه ٧.
[٢] . علامه مجلسى، بحارالانوار، ج ٢٣، ص ١٩٢.
[٣] . همان، ج ١٦، ص ٩٠.