معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٧٧ - مقدمه
وجود ندارد. با اين حساب اگر كسى به نقطه كورى رسيد، با مراجعه به روايات معصومين (ع) و اقوال سلف و دانشهاى مختلف، تلاش مىكند اين نقطه كور را باز كند. پيشرفت دانش در بازكردن اين ابهامات است. من خودم حدود ٣٠ سال سئوال داشتم كه آيا در آيه الْمَلَكَيْنِ بِبابِلَ هارُوتَ وَ مارُوتَ[١] واقعاً خدا دو فرشته فرستاده است كه راه سحر و ابطال آن را به مردم ياد دهند؟ اين پرسش پس از تلاش طولانى، يك ماه است براى من حل شده. من فهميدم هاروت و ماروت اسم معرّب است و اين دو، دانشمندانى بودهاند كه علاوه بر تسلط به دانش روز، زاهد و عابد هم بودهاند. مردم، آنها را فرشته مىخواندند، نه اينكه قرآن آنها را فرشته مىداند. اين به جهت حالات و خصوصيات آن دو بوده است. خداوند هم تعبير مردم را نقل مىكند، نه آنكه هاروت و ماروت را فرشته بداند. روش آن دو هم اين بوده كه علم را به مردم مىآموختند و هشدار مىدادند كه از آن سوء استفاده نشود.
از اين رو من علم تفسير را بشرى مىدانم و انسانها بودند كه اين علم را به وجود آوردند. منتها از شخص پيامبر شروع شد و صحابه و تابعان ادامه دادند. چون بشرى است، رو به پيشرفت و تعميق است. پس نبايد در نقطه كور به يأس برسيم و بگوييم اين از مواردى است كه بايد منتظر ظهور بود! اين باعث مىشود كسانى كه به حضرت حجت ايمان ندارند، به سير تفسير ادامه دهند و معتقدان به حضرت، توقف كنند. البته نبايد عجله كرد. من ٣٠ سال تلاش كردم و باز از اين موارد دارم كه به خواص هم نگفتهام تا حل بشود.
بينات: پس نقش ائمه در تفسير چيست؟
استاد: نقش ائمه كليدى است. راه و روش ياد مىدهند. ائمه مىگويند در تفسير آيات به ظرايف توجه كنيد، نه بهعبارت ساده لفظ آيه. مثل مسح بعض سر كه امام صادق (ع) مىفرمايد:
لمكان الباء[٢]
[١] . بقره، آيه ١٠٢.
[٢] . محمدرضا مشهدى، تفسير كنز الدقائق، ج ٤، ص ٤٩.