معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١٠٣ - مقدمه
به سعى آقا سيد محمد كلانتر و با هزينه يكى از تاجران محترم تهران جامعهاى تشكيل شد به نام «جامعه النجفالاشرف» كه بخشى از درسهاى حوزه در آنجا تدريس مىشد، اما حالت رسمى نداشت. عصرها در آنجا شرح لمعه و تفسير و ... درس مىگفتم. همچنين آنجا كتابخانهاى جامع داشت كه در آن مطالعه مىكردم و همانجا متوجه حقيقت تلخى شدم. ضمن مطالعه درباره قرآن متوجه شدم در مسايلى كه مربوط به علوم قرآن است، شيعه چيزى ندارد. مباحث علوم قرآن مباحثى هستند براى شناخت خود قرآن، تاريخ قرآن، كيفيت نزول، قرائت، جمع قرآن و تأليف قرآن، چهل مسأله مربوط به شئون مختلف قرآن موجود است. ديدم برادران اهلسنت- چه قديم و چه جديد- كتابهاى كاملى در اين موارد نوشتهاند؛ براى نمونه امام بدرالدين زركشى در قرن هفتم و جلالالدين سيوطى در قرن هشتم- كه به يك واسطه شاگرد او است- كتابهاى بسيار ارزندهاى نوشتهاند. پژوهشگران و علماى اهلسنت پيوسته درباره اين موضوع چيزها نوشتهاند. اعجاز قرآن، ترجمه قرآن و ... گشتم و ديدم ما نيز پيشتر از اين منابع داشتهايم، اما اكنون نداريم و اين دو گناه است، يكى اينكه چرا نداريم و ديگر چرا داشتهايم و آنها را رها كردهايم.
اماميه يك ثلث از وزن عالم اسلام است و ما بخش مهم جامعه اسلامى را تشكيل مىدهيم؛ با اينكه زمانى با ديگر دانشمندان اسلام هماهنگ بوديم و حتى حق تقدم هم با ما بود، اما در يك دوره فتور ما اين مسئوليت را رها كرديم. براى نمونه همان وقت در اجوبة المسائل الدينية يكى از پرسشها «ترجمه قرآن يجوزام لايجوز» بود كه بنده مىبايست جواب آن را مىدادم كه به صورت مقاله درآمد. تاريخ نشر اين مقاله همزمان با همان مقاله «جامعه النجف» است، اما براى مجلهاى كه در كربلا منتشر مىشد، چون آن زمان در تمام جوامع اسلام غوغايى برپا شده بود كه قرآن اصلًا ممكن است ترجمه شود يا خير؟
قرآن كتابى معمولى نيست، افزون بر اينكه كتابى علمى است، كتاب هدايت هم هست، كتاب فنى هم هست؛ آن وقت قرآن اين امتياز را دارد كه افزون بر