معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١٣٢ - مقدمه
تورات كنونى كه دست ما است، كتابى است كه تاريخ شروعش صد سال پس از مرگ حضرت موسى (ع) است، يعنى بزرگان بنىاسراييل نشستند تاريخچه زندگى خود را بنويسند. تا يك قرن پيش از ظهور حضرت عيسى پايان مىپذيرد، يعنى نوشتن اين كتاب نزديك به هشت قرن طول كشيده كه رويدادهاى روزانه را در آن مىنوشتند. و بعدها از زمان حضرت آدم تا حضرت موسى را در آن نوشتهاند و تا وفات حضرت موسى آن را ادامه دادهاند. حتى به شرح حوادث پس از فوت موسى پرداختهاند، از جمله جنگ صفورا زوجه حضرت موسى با وصى او، مانند جنگ جمل ما. آنجا همه وقايع را نوشتهاند. الواح عشره هفت لوح در آن منعكس شده و افزون بر اينها خطبههاى حضرت موسى و احكام و شرايعى كه حضرت موسى آورده، نيز در آن آمده؛ وگرنه خود يهودىها هم مدعى نيستند كه اين همان چيزهايى است كه بر حضرت موسى نازل شده است. اگر بخواهيم بين قرآن و كتاب عهدين- كه تورات عهد قديم و انجيل عهد جيد است- مقارنه كنيم، قرآن چگونه بوده با بنىاسراييل و يهودى كه در يثرب ساكن بودند. بنىاسراييل و انبياى آنان همه از فرزندان اسحاق بودند و عرب از اسماعيل، و چون يهودىها مىدانستند كه در آخرالزمان پيغمبرى در يثرب ظهور مىكند، اينها به اميد اينكه شايد پيغمبر مزبور ممكن است از ميان خودشان باشد، به يثرب آمدند. ولى چون چنين نشد، اينها قيام كردند. قرآن با اينها زياد سر و كار دارد و حكايت اينها و گذشتههايشان را زياد مطرح مىكند. بخش اعظم قرآن به امر بنىاسراييل پرداخته و كارهاى آنها را منعكس كرده كه همين كارها در تورات هم هست. به عنوان مثال قصه حضرت يوسف با همان تفصيل در تورات هم موجود است، منتها چون آن تورات به قلم افراد است، مانند همه كتابهاى تاريخى ما انحرافات زياد دارد و تصورات و شايعات در آن زياد است. قرآن وقتى اين قضايا را نقل كرده، حقيقتش را آورده است. وقتى همين قصه حضرت يوسف با قصه حضرت مريم را مقارنه كنيد، صحت اين ادعا روشن مىشود. اين مقارنه يك مقدار روشن مىكند كه چقدر آنها زيادهروى كردند يا خرافهها را