معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١٣٤ - مقدمه
هم داريم. خدا عالم است، ما هم عالميم. خدا حى است، ما هم حى هستيم. خدا سخنگو است، ما هم سخنگو هستيم. به همين سبب حكما و فلاسفه گفتهاند بنا بر صفاتى كه بين ما و خدا مشترك است، خذ الغايات و اترك المبادى يعنى در غايت با هم شريكيم و در مبادى با هم شريك نيستيم؛ بدان معنا كه مبدأ اين صفات در ما امور خاصى است و در خود ما است. اما خود صفت با آنچه خدا دارد تفاوتى نمىكند. منتها مبدأ ما با مبدأ او فرق مىكند. ما وقتى مىخواهيم در هوا صوتى ايجاد كنيم، به اين وسيله است، اما ممكن است مورچه با عضو ديگرى اين كار را انجام دهد. ما براى اينكه صدا و لفظ به وجود آوريم، در هوا ايجاد تموج مىكنيم و خدا نيز همين كار را مىكند، هيچ فرقى ندارد، اما وسيله ما اين است و وسيله او چيز ديگرى است. پس اينكه قرآن كلام تنزل يافته است، يك حرف بىمعنا است. قرآن كلام خدا است، همين كلام معمولى و همين تموج در هوا، با اين تفاوت كه منشأ آن فرق مىكند. و نيز قديم نيست و حادث است. مثل اينكه خداوند به خلق- خلق صفت فعل است، صفت ذات نيست- كلام هم صفات فعل است و از صفات ذات نيست. و اين طور نيست كه جايى نشسته باشد و بعد تنزل كند. همانگونه كه موسى مىشنيد، پيغمبر ما هم مىشنيد، اما وحى موسى بيشتر بىواسطه بود و وحى پيغمبر بيشتر به وسيله جبرييل بود، كمتر پيش مىآمد كه بدون واسطه جبرييل بر ايشان وحى شود.