شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٤٨ - تنبيه سوم امور تدريجيه
و الترديد. پس ما الآن نسبت به بقا و ارتفاع نجاست فرد واقعى شك داريم و يقين به بقاء و ارتفاع يك يقين فعلى نيست، بلكه تقديرى است؛ يعنى اگر ما يقين داشتيم كه نجاست در طرف بالاست الآن هم يقين فعلى مىآمد كه باقى است و ملاقى آن نجس است، ولى فعلا كه يقين نداريم، چون شايد نجاست در طرف پايين بوده و همچنين اگر ما يقين كرديم كه نجاست در طرف پايين عباست بالفعل يقين به ارتفاع داشتيم ولى الآن كه يقين نداريم، بلكه شك است، چون شايد نجاست در طرف بالا باشد كه الآن هم باقى است.
بنابراين استصحاب فرد مردد به دليل نبود ركن اول از اركان استصحاب كه يقين سابق باشد جارى نيست. آرى، قدر جامع اين ركن را دارد، ولى استصحاب او اثر ندارد.
فما هو المتيقّن (قدر جامع) لا يراد استصحابه لعدم الاثر و ما هو المراد استصحابه (خصوصيات فرديه) ليس بمتيقّن فلا يستصحب.
تا اينجا مباحث اصول فقه در استصحاب تمام باقى تنبيهات كه در ادامه مطرح است از كتب ديگر اصوليان متأخر بيان شده است.
تنبيه سوم: امور تدريجيه
مقدمه: حكما مىگويند امور و اشيا در يك تقسيم به دو قسم مىشوند:
١. امور قارّه ٢. امور غير قارّه.
امور قارّه عبارتاند از: امورى كه بالفعل اجزائشان مجتمع هستند به عبارت ديگر موجود قار يعنى موجودى كه سيّال نيست مثال مكان، خط، سطح و جسم.
امور غير قارّه عبارتاند از: امورى كه سيال هستند و اجزاء آنها بالفعل يكجا جمع نيستند، بلكه هر جزئى كه محقق شود جزء قبلى معدوم مىگردد مثل زمان، حركت، سيلان آب و تكلم و ...
خاصيت امور غير قار و يا تدريجى اين است كه هر جزئى از اجزاء آن محقق مىشود و منصرم يعنى نابود مىگردد، سپس نوبت به اجزاء بعدى مىرسد. مثلا آبى