شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٨٦ - ٥- اقوال در باب استصحاب
ولى نمىداند كه آيا اين آب موجود هم كالبول و المنى رافع وضو و طهارت باطنيه هست يا نه؟
سوم. شك در اندراج موجود در تحت عنوان رافع مثلا يك يا دو خفقه بر مكلف عارض شده حال نمىداند آيا چرت زدن هم داخل در عنوان نوم هست تا رافع باشد يا نيست تا رافع نباشد «شبهه مفهوميه» يعنى منشا اشتباه جهل بهمعناى نوم است.
چهارم. شك در مصداقيت موجود براى رافع، مثلا پس از وضو رطوبتى از انسان خارج شد، ولى شك دارد كه آيا اين رطوبت بول بود تا مصداق رافع باشد يا مذى بود تا مصداق رافع نباشد.
پنجم. متيقّن سابق امرى باشد كه مردّد است بين اينكه آيا با اين امر حادث مرتفع مىشود يا خير مثلا جامه نجس را يك بار شسته، ولى مردد است كه آيا با خون متنجس شده بود تا الآن آن نجاست متيقّن مرتفع شود و يا با بول متنجس شده تا محتاج به دو بار شستن باشد. حال اين تفصيل نهم تمام اين اقسام خمسه را شامل است ضمنا در آينده نيز توضيح بيشترى در اين رابطه خواهيم داشت.
١٠. تفصيلى است كه به محقق سبزوارى منسوب است و آن اينكه: ايشان تفصيل داده ميان شك در مقتضى و شك در رافع همانند تفصيل نهم با اين تفاوت كه تفصيل نهم شك در رافع را با همه اقسامش مىگرفت و اين تفصيل اختصاص دارد به شك در وجود رافع و اما شك در رافعيت موجود با همه اقسام چهارگانهاش مثل شك در اصل وجود مقتضى محل جريان قانون استصحاب نيست.
١١. تفصيلى است كه به محقق خوانسارى نسبت داده شده اين تفصيل همان تفصيل دهم است با اين اضافه كه صورت چهارم از پنج صورت شك در رافع را هم افزوده است؛ يعنى مىگويد: استصحاب در مورد شك در وجود رافع و در مورد شك در مصداقيت امر موجود براى رافع جارى است، ولى در مورد شك در مقتضى و در قسم ٢ و ٣ و ٥ از صور شك در رافع جارى نيست.
در پايان شيخ اعظم رحمه اللّه مىگويد: باز هم اگر بخواهيم به ظواهر كلمات قوم اخذ كنيم اقوال به مراتب بيش از مقدار مذكور خواهد بود و چهبسا از كلمات بعضى علما دو