شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٧٤ - ٣- معناى حجيت استصحاب
غفلت كرد و با حال غفلت وارد نماز شد، پس از نماز ملتفت شد كه قبل از نماز حتما محدّث بود، ولى شك دارد كه آيا وضو ساخته و وارد نماز شده يا بدون وضو نماز خوانده؟ در اينجا سه استصحاب قابل جريان است:
١. استصحاب بقاى حدث تا هنگام ورود به نماز.
٢. استصحاب بقاى حدث تا پايان نماز بالنسبة به همين نمازى كه خوانده.
٣. استصحاب بقاى حدث تا بعد از نماز بالنسبة به نمازهاى بعدى كه خواهد خواند.
حال بنا بر مشهور استصحاب اول جارى نيست، چون در اثر غفلت پيش از نماز هيچگاه شك فعلى پيدا نكرد حال بعد از نماز ملتفت شده و شك او به فعليت رسيده و چون عند المشهور شك فعلى لازم است لذا جاى استصحاب نيست.
همچنين استصحاب دوم هم جارى نيست؛ زيرا قانون فراغ بر قانون استصحاب حاكم است و جلو آن را مىگيرد آرى، استصحاب سوم جارى مىشود. آنگاه نسبت به نمازهاى بعدى كه ملتفت شده و يقين و شك فعلى دارد بايد وضو بسازد.
ولى بنا بر قول غير مشهور استصحاب اول هم جارى است، چون يقين و شك تقديرى در آن هست يعنى طورى است كه اگر ملتفت مىشد شك در حدث پيدا مىكرد و كسى كه با استصحاب حدث وارد نماز شود مثل كسى است كه با شك در طهارت وارد نماز شود يعنى نماز او باطل است.
سؤال: چه اشكال دارد كه قانون فراغ جارى نموده و حكم به صحت كنيم؟
جواب: قانون فراغ هم در اينجا كارگر نيست؛ زيرا قانون فراغ بر استصحاب جارى شونده پس از نماز حاكم است نه بر استصحاب جارى شوند قبل از ورود در نماز و اينجا استصحاب تقديرى قبل از دخول در نماز است.
٣. معناى حجيت استصحاب
سومين مطلب در باب استصحاب عبارت است از به اين معناى حجيت استصحاب، بنا بر قول مشهور بدون ترديد استصحاب حجت و دليل بر حكم شرعى است، ولى حجت چهار معنا دارد: ١. معناى لغوى، ٢. معناى مصطلح مشهور منطقى، ٣. معناى