فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٧٧ - دسته اول - امور پزشكى كه انجام آنها حرام است
نطفه است و تمام احكام اولاد بر او جارى است و از يكديگر ارث هم مىبرند، زيرا آنچه در مورد ارث استثناء شده، بچهاى است كه از زنا متولد شده باشد، و در عمل تلقيح منى مرد اجنبى گرچه خود عمل خلاف شرع و حرام مىباشد، ولى زنا تحقق پيدا نمىكند، و همچنين زنى كه به وسيله تلقيح بچهدار شده باشد، مادر آن بچه است و احكام اولاد بر او جارى است، و از اين قبيل است اگر زنى بطور مُساحقة نطفه شوهر خود را به فرج زن ديگر بريزد و آن زن از اين نطفه حامله و بچهدار شود، آن بچه مال صاحب نطفه است و آن زن هم مادر آن بچه است و احكام اولاد بر او جارى است.
٢٢٨- زنى كه از شوهر خود بچهدار نمىشود جائز نيست نطفه غير شوهرش با دستگاه در رحم او قرار داده شود و بدين وسيله حامله گردد؛ ولى اگر اين كار انجام شود، زنى كه نطفه غير در رحم او واقع شده است مادر آن بچه است و لكن شوهر او پدر آن بچه نيست و آن بچه از اين شوهر ارث نمىبرد، بلكه پدر بچه فرد صاحب نطفه است.
٢٢٩- اگر نطفه يا علقة يا مُضغة و يا جنين را بعد از دميده شدن روح در آن، از رحم زنى به رحم زن ديگر منتقل كنند و در آن رحم رشد و نمو كند و متولد شود، زن اول در جميع احكام مادر او مىباشد، و اما زن دوم فقط در احكام محرميّت و ازدواج مادر او محسوب مىشود ولى در سائر احكام- مانند ارث- ارتباطى بين آنها نيست.
٢٣٠- اگر منى مرد را در رحم همسرش وارد نمايند- هرچند مقدمات آن حرام باشد- و از آن بچهاى متولد شود، بدون اشكال كودك متعلق به آن زن و مرد است و همه احكام فرزندى بر او جارى مىشود، يعنى هم محرم است و هم ارث مىبرد.
٢٣١- سقط كردن جنين مطلقاً حرام است و ديه نيز دارد، چه روح در آن جنين دميده شده باشد و چه روح دميده نشده باشد، چه جنين از حلال باشد و چه از زنا؛ ولى اگر روح در جنين دميده نشده باشد و به تشخيص پزشك حاذق و موثق زنده ماندن مادر متوقف بر سقط آن جنين باشد، يا اينكه بقاء آن در رحم مستلزم نقص عضو يا درد غير قابل تحمل براى مادر باشد و زنده نگهداشتن آن در خارج رحم نيز ميسّر نباشد اشكال ندارد؛ هرچند در اين صورت بايد ديه آن را بپردازند.