فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٦١ - امر دوم - عوضين در جنس متحد باشند
هر يك اسم مخصوص دارند.
١٦٣- عَلَس چون معيّن نيست كه از جنس گندم باشد و سَلْت هم چون معيّن نيست كه از جنس جو باشد، بنابر احوط جائز نيست يكى از اينها را به ديگرى به مقدار زيادتر و يا هر يك از اينها را به گندم و جو به مقدار زيادتر بفروشند.
١٦٤- چون جو و گندم در ربا يك جنس حساب مىشوند، اگر كسى مثلًا يك من گندم بدهد و يك من و پنج سير جو بگيرد، ربا است و حرام مىباشد، و نيز اگر مثلًا ده من جو بخرد كه سر خرمن ده من گندم بدهد، چون جو را بطور نقد گرفته است و بعد از مدّتى قيمت آن- يعنى گندم- را مىدهد مثل آن است كه زيادتر گرفته باشد، و لذا حرام است.
١٦٥- گوشت و لبنيّات و روغن به اختلاف حيوانات مختلف مىشوند، لذا گوشت بز و ميش و بره در بحث ربا يك جنس هستند، و گوشت گاو و گاوميش يك جنس؛ اما گوشت گوسفند و گوشت گاو دو جنس هستند، و حكم شير اين حيوانات هم مثل حكم گوشت آنها مىباشد.
١٦٦- پيه و گوشت دو جنس هستند؛ اما پيه و دنبه ظاهراً يك جنس مىباشند؛ اگرچه حكم به يك جنس بودن آنها محل اشكال است.
١٦٧- اگر جنسى كه مىفروشند و عوضى كه مىگيرند از يك چيز عمل آمده باشند، نبايد در معامله زيادى بگيرند، بنابر اين اگر كسى مثلًا يك من روغن گاو را به يك من و نيم پنير گاو بفروشد ربا و حرام است.
١٦٨- كسى ميوه رسيده با ميوه نارس از همان جنس را معامله كند نبايد زيادتر بگيرد.
١٦٩- هر جنسى كه ربوى- يعنى مكيل و موزون- باشد، با محصولات خودش اگر آنها هم ربوى باشند يك جنس حساب مىشود، مثلًا چيزهايى كه از شير بدست مىآيند نظير سرشير، پنير، ماست، كره، روغن و كشك، هركدام نسبت به يكديگر و با خود شير يك جنس هستند، و فرآوردههاى انگور از قبيل مويز و شيره با يكديگر و با خود انگور يك جنس محسوب مىشوند، و شكر و قند و نبات هم يك جنسند، و هر يك از