فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٣٢٦ - دسته ششم - ضمان مستأجر
آن را برابر ارزشى كه در مكان تلف داشته بپردازد و اجرة المسماى حمّالى را بگيرد.
١٩٥- كسى كه براى دوخت، برش و يا شستن لباسى اجير شده اگر آن را تلف نمايد، ضامن است و همچنين شخص ختنهگر، حجامت كننده، سرمه كش، دامپزشك و يا هركس كه اجير شده تا در مال موجر كارى انجام دهد، چنانچه از حدى كه اذن داشته تجاوز كند و آسيبى بر فرد يا مال مورد اجاره وارد نمايد ضامن است؛ لكن ختّان حاذق در صورتى ضامن آسيب يا فوت مختون است كه اصل حشفه را قطع كند يا پوست آن را بيش از حدّ ببرد و يا كودك را بدون اذن وليّش ختنه كند؛ و گرنه ضامن فوت يا آسيب وارد بر كودك نيست.
١٩٦- اگر دكتر بدست خود به مريض دوا بدهد، چنانچه در معالجه خطاء كند و به مريض ضررى برسد يا بميرد ضامن است، و همچنين است اگر امر كند و امر او سبب ضرر شود، بلكه ضمان او در صورتى هم كه بطور متعارف نسخه داده باشد بعيد نيست؛ بلى، اگر فقط بگويد فلان دوا براى فلان مريض فائده دارد و بواسطه خوردن دوا ضررى به مريض برسد يا بميرد دكتر ضامن نيست، و همچنين است بگويد اگر من به اين مرض مبتلا بودم فلان دوا را مىخوردم.
١٩٧- هرگاه طبيب تبرّى از ضمان كند يعنى به مريض يا ولىّ او بگويد كه من طبابت مىكنم و اگر ضررى وارد آيد، من ضامن نباشم و مريض يا ولىّ او قبول كند و طبيب در اجتهاد و احتياط كوتاهى نكند، بنابر اقوى ضامن نيست.
١٩٨- اگر كسى حيوان بارى را براى حمل كالا اجاره دهد و حيوان رم كند يا پايش بلغزد و خسارتى به محموله وارد شود صاحب آن ضامن نيست؛ ولى اگر صاحب حيوان بواسطه زدن يا حركت ديگر كارى كند كه حيوان زمين بخورد و به محموله خسارت وارد آيد ضامن مىباشد، و همچنين است اگر وسيله بارى ديگر- مثلًا ماشين- را اجاره دهد و كارى كند كه محموله را سالم به مقصد نرساند.
١٩٩- اگر پاى حمال بلغزد و بارش بيفتد و بشكند يا معيوب شود ضامن است.
٢٠٠- اگر موجر به خياط بگويد چنانچه اين پارچه براى پيراهن من كافى باشد آن را