فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٣٢١ - دسته پنجم - واگذارى متعلق اجاره به ديگرى توسط مستأجر
مثلًا يك روز از نماز يا روزه را شخصاً انجام داده باشد.
١٧٦- متعلق اجارهاى كه مباشرت اجير در آن شرط نشده باشد، مثلًا متعلق اجاره انجام يك سال نماز به نيابت ميّت باشد- هرچند بتوسط غير اجير انجام گيرد-، جائز است غير اجير آن را تبرعاً به قصد تفريغ ذمّه اجير بجا آورد و در اين صورت ذمّه اجير فارغ مىشود و اجير مستحق اجرة المسمى خواهد بود؛ اما اگر متبرّع، آن عمل را بدون قصد تفريغ ذمّه اجير بجا آورد او مستحق اجرت نخواهد بود و لكن ذمّه ميّت فارغ مىشود و به اين سبب اجاره نيز باطل مىگردد، زيرا كه محل آن فوت مىشود.
١٧٧- اجير خاص بر چند وجه ممكن است باشد:
اول: كسى خود را اجاره دهد كه تمام منافعش در مدّت معيّن ملك موجرباشد.
دوم: در مدّت معيّن منفعت مخصوص خود- مثلًا كتابت- را به كسى اجاره دهد.
سوم: خود را در مدّت معيّن براى مباشرت كارى اجاره دهد.
چهارم: اعتبار مباشرت يا اعتبار انجام كار در آن مدّت يا هر دو، به شرط باشد نه به قيد.
اجير در تمام اين وجوه كه مدّت اجاره تعيين شده است جائز نيست براى خود يا براى ديگرى به اجاره يا جعاله يا تبرع كارى انجام دهد كه منافى حق اجير گيرنده باشد؛ مگر با اذن او، و مانند تعيين مدّت است، تعيين اول زمان كار بطورى كه كاشف باشد از اين كه موجر تا پايان كار راضى به سستى اجير در آن نيست؛ بلى، كارى كه منافى حق اجير گيرنده نباشد مثلًا اجير شده باشد تا مدّتى براى بنائى كه متعارف است در روز انجام شود، مىتواند شب براى خود يا براى ديگرى بنائى كند، البته در صورتى كه كار شب موجب ضعف او در كار روز نشود، و همچنين اجير شدن براى اجراء عقد يا ايقاع يا تعليم يا تعلم در بين كارى كه اجير شده مانع ندارد؛ و هرگاه تخلف نمايد و كارى كه منافى حق اجير گيرنده باشد بجا آورد، پس اگر خود را بر وجه اول اجير كرده و در تمام مدّت يا بعض آن براى خود كار كند، اجير گيرنده مىتواند اجاره را فسخ كند و اجرة المسمى را كلًا- اگر اصلًا كارى نكرده باشد و اگر مقدارى كار كرده باشد به همان نسبت