فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١٢٣ - دوم - مقدار آنها معلوم باشد
٥٤- چيزى كه بايد با وزن يا پيمانه معامله شود- مانند گندم، جو، و ...- جائز نيست بدون وزن و پيمانه متعارف معامله شود، و چيزى هم كه بايد با شمارش معامله شود- مانند گردو- جائز نيست بدون شمردن معامله شود؛ البته اگر آنها را پيمانه يا وزن كنند و سپس آنها را شمارش نمايند تا عددشان معلوم شود و آنگاه با معيارى كه بدست آمده است آنها را با وزن يا پيمانه معامله كنند، چنانچه از اختلاف در امان باشند و اين كار موجب جهالت نگردد اشكال ندارد. ٥٥- معيار در شناخت اينكه كدام جنس بايد با پيمانه و وزن معامله شود و كدام جنس با شمارش، عرف و عادت منطقهاى است كه معامله در آن انجام مىشود.
٥٦- هرگاه پرداخت كننده عوض يا پرداخت كننده معوّض بگويد مال من فلان مقدار است و طرف مقابل از حرف او اطمينان حاصل كند، جائز است به حرف او اكتفاء نمايد و بر همان اساس معامله را انجام دهند؛ و در صورتى كه بعداً خلاف گفته او كشف شود، طرف مقابل مخيّر است كه يا با استفاده از حق خيار، معامله را فسخ كرده و چيزى را كه از او دريافت كرده است به وى برگرداند و يا با امضاء معامله، مقدار كمبود را بر اساس معامله انجام شده از او بگيرد.
٥٧- براى تعيين مقدار چيزهايى كه بطور متعارف با بار معامله مىشوند- نظير كاه، بوته سوزاندنى، علف و بعضى از انواع چوب سوخت- مشاهده كافى است، و نيز در مناطقى كه بطور كلى چوب را با بار معامله مىكنند، مشاهده چوب در معامله كافى است، و همچنين بسيارى از مائعات و داروهاى درون شيشه و قوطى در بسته كه معامله آنها به همين نحو متعارف است، مادامى كه در آن ظرفها هستند معامله كردن آنها با مشاهده اشكال ندارد.
٥٨- ظاهراً هر حيوانى قبل از ذبح معدود است و بعد از كندن پوستش موزون مىباشد و مادامى كه پوستش كنده نشده است در معامله آن مشاهده كفايت مىكند؛ ولى بعد از كندن پوستش بايد با وزن مورد معامله قرار گيرد، پس ممكن است كالايى به حسب اختلاف حالات و محل، صورت معاملهاش مختلف شود، يعنى در محلى يا در