تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٧٩ - سوره الفتح(٤٨) آيات ٢٠ تا ٢٩
نميشود حضرت رسول فرمود كه از دستش تعجب ميكنى و پايش را ملاحظه نميكنى كه تعجب در آن بيشتر است چون پاى مباركش را ملاحظه كرد گفت يا رسول اللَّه سبحان اللَّه پاى او بر هوا ايستاده حضرت فرمود كه نه اينچنين است بلكه جبرئيل شهير خود را فرش كرده و او بر بالاى پر او ايستاده و هم باسناد ليث از جابر نقل كرده كه چهل مرد توانا بر آن شدند كه آن در را از جاى خود بجنبانند نتوانستند، و بروايتى ديگر هم از جابر نقل است كه هفتاد مرد با هم رفتند و نتوانستند كه آن را به جاى خود برند، و نيز ابو عبد اللَّه روايت كرده كه أمير المؤمنين عليه السّلام فرمود كه چون در خيبر بر كندم و پل ساختم و لشكريان بر آن بگذشتند يكى با من گفت (يا على لقد حملت حملا ثقيلا) اى على بارى گران برداشتهاى گفتم بخدا كه گرانى آن بيش از سپرى نمىيابم پس فرمود كه چون همه اصحاب بر بالاى آن در بگذشتند و باز آمدند من آن در را در خندق افكندم هفتاد كس بهم رفتند تا آن را بجاى خود برند نتوانستند، و در كتاب دلايل النبوة از أبى بكر نقل كردهاند كه پيغمبر يك يك از حصنهاى خيبر مىگشاد مالها و غنايم آن را بر أصحاب قسمت مىفرمود تا آنكه كار محاربه بحصن و طيح و سلالم رسيد و اين آخرين حصن خيبر بود حضرت پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلّم قريب بده روز و بروايتى ديگر پانزده روز در پاى حصن محاربه نمود تا آن را فتح كرد، و از محمّد بن اسحق مرويست كه از حصون خيبر اول حصن ناعم را فتح كردند پس نطاة و شق را بعد از آن يهودان بحصن صعب بن معاذ متحصن گشتند و آن نيز بعد از محاربه بسيار مفتوح گشت أقمشه و امتعه ايشان بدست مسلمانان درآمد پس بمحاصره قموص اشتغال نمودند و حضرت رسول را صداعى طارى شده بود بجهت آن نميتوانست سوار شود و قلعه بغايت محكم بود و بعد از محاربه بسيار بدست شاه ولايت شير بيشه هدايت عليه السّلام مفتوح شد و در اينمحاربه مرحب يهودى را بقتل آورد بتفصيلى كه مذكور گشت و اينحصار سلام بن حقيق بود، القصه اصحاب غنيمت آن را نيز بحوزه تصرف درآوردند و در ميان آن صفيه بنت حيي بن اخطب بود با زنى ديگر و بلال اين هر دو زن را بر كشتگان ايشان بگذرانيد چون آن زن كه با صفيه بود كشتگان قوم خود را بديد دست بفرياد كشيد و روى خود را بخراشيد و خاك بر سر كرد رسول فرمود كه
اغربوا عنى هذه الشيطانة
از من دور كنيد اينزن شيطان صفت را پس روى ببلال كرد و فرمود كه
انزعت منك الرحمة يا بلال حيث تمر بامرأتين على قتلى رجالهما
نزع كرده شد از تو رحمت كه زنان را بر مردان كشته ايشان بگذرانيدى آن گه صفيه را نزد خود خواند و رداى مبارك را بر او افكند مردمان دانستند كه رسول او را براى خود برگزيد و صفيه پيش از اينواقعه در خواب ديده بود كه ماه از آسمان در كنار او فتاده اينخواب با شوهر خود كه كنانة بن ربيع بود نقل كرد شوهرش طپانچه سخت بر رويش زد كه كبود شد گفت مگر ميل پادشاه حجاز كردهاى كه محمّد است و چون حضرت رسول اثر