تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٤٠ - سوره الزخرف(٤٣) آيات ١٠ تا ١٩
١٥- وَ جَعَلُوا لَهُ مِنْ عِبادِهِ جُزْءاً اين متصل است بآيه وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ يعنى اگر پرسى از اهل عناد و جدال كه خالق آسمان و زمين كيست ايشان معترف شوند باو سبحانه و بخالقيت او اقرار نمايند و با وجود اين حال بگردانند، يعنى حكم كنند از براى او سبحانه از بندگان او پارهاى از او يعنى گويند كه فرشتگان دختران اويند و چون در ميان عرب شايعست كه (الولد بضعة من والده و جزء له) پس تسميه جزء بولد باين اعتبار است و از غايت جهالت كفار است كه بعد از اقرار بخالقيت و غالبيت او از براى او اثبات ولد ميكنند و نميدانند كه ولادت صفت اجسام است و او خالق همه جسمها پس چگونه نسبت اولاد با او توان داد إِنَّ الْإِنْسانَ بدرستى كه آدمى يعنى اكثر ايشان كه كفارند لَكَفُورٌ مُبِينٌ هر آينه بغايت ناسپاسى است آشكار چه نسبت ولد باو كفر است و كفر اصل همه كفران.
١٦- أَمِ اتَّخَذَ معنى همزه انكار و تعجب شأن ايشانست از حيثيت آنكه اقتناع به نسبت ولد نموده اخس و انقص اولاد كه اناثاند باو نسبت ميكنند، و معنى آنست كه آيا فرا گرفته است خداى تعالى براى خود مِمَّا يَخْلُقُ از آنچه ميآفريند بَناتٍ دختران كه در نهايت دنائت و پستىاند وَ أَصْفاكُمْ و برگزيده و خاص گردانيده شما را بِالْبَنِينَ به پسران كه اشرف و اكملند و كدام عاقل اعتقاد كند كه ولد خداوند ادنى و انقص باشد از ولد بنده و بجهت انقصيت بنات است كه ابغض اشياءاند نزد ايشان چنان كه ميفرمايد:
١٧- وَ إِذا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ و چون خبر داده شود يكى از مشركان كه نسبت بنات باو سبحانه ميدهند چون قوم بنى مليح بِما ضَرَبَ لِلرَّحْمنِ بجنسى كه گردانيده از براى خداى بخشنده مَثَلًا شبه و مانند يعنى بناتى كه نسبت آنها بخدا ميكنند و آن مستلزم، وصفيت او سبحانه است بمثل و شبه چه ناچار است كه ولد از جنس والد باشد و مشابه و مماثل او، مراد آنست كه ايشان اين جنس را نسبت بخدا ميدهند و حال آنكه چون يكى از ايشان را گويند كه تو را دخترى متولد شده او مغموم شود ظَلَّ وَجْهُهُ بگردد روى او مُسْوَدًّا سياه شده از غايت ضجرت و غم و محنت وَ هُوَ كَظِيمٌ و در حالتى كه او پر است از خشم و اندوه يعنى غم و غصه بدل فرو ميخورد بجهت عدم قدرت بر انتقام هر گاه كه نسبت دختر باو باين مرتبه باشد پس چگونه و بچه وجه آن را بخدا تجويز مينمايد، وجه تعريف بنين همچنانست كه در يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ الذُّكُورَ مذكور شد و چون عرب هميشه بشجاعت و فصاحت فخر كردندى و در غلبيت در حجت بر خصوم افتخار نمودندى و كسى كه متصف به اين صفت نبودى و در زينت و نعومت بسر بردى هم چنان كه صفات ربّات الحجال است نزد ايشان منكوب و مخذول بودى از اينجهت حق سبحانه مذمت بنات باين صفت مذمومه ميكند و بجهت اين توبيخ كفار مينمايد بنسبت دادن آنها بوى و ميفرمايد كه: