تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٣٩ - سوره الزخرف(٤٣) آيات ١٠ تا ١٩
كه مسخر گردانيد از براى ما و رام ساخت هذا اين مركوب را كه كشتى است يا حيوان تا بمدد ركوب قطع بر و بحر كنيم وَ ما كُنَّا لَهُ و نيستيم مر اين مركوب را بقوت خود مُقْرِنِينَ طاقت داشتگان بر فرمانبردار گردانيدن و ضبط نمودن آن، و چون دابّه خالى نيست از شموس و عثور و كشتى از انكسار و قصور و آن مظان اسباب هلاكت راكبست از اينجهت حق سبحانه تنبيه مينمايد او را از روز هلاكت و مىفرمايد كه راكب بايد كه بعد از تحميد و تسبيح مستعد موت شده باين مقال مترنّم شود:
١٤- وَ إِنَّا إِلى رَبِّنا و بدرستى كه ما در عاقبت كار بسوى پروردگار خود لَمُنْقَلِبُونَ هر آينه باز گردندگانيم بمركب جنازه كه آخرين مراكب دنياست، و بعضى در وجه اتصال اينكلام بما قبل اين چنين گفتهاند كه ركوب از جهت تنقل است و نقله عظمى انتقالست بسوى ملك متعال نزد انقضاى آجال، پس ذكر آن در اثناى اين حال بجهت امر مشترك است ميان اول و ثانى كه آن مطلق انتقال است و از امير المؤمنين عليه السّلام مرويست كه چون رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلّم پا در ركاب كردى گفتى
الحمد للَّه على كل نعمة سبحان الذى خلق الازواج كلها و جعل من الفلك و الانعام ما تركبون تا بقوله- إِلى رَبِّنا لَمُنْقَلِبُونَ
پس سه تكبير و تهليل بگفتى و بر بالاى مركب راست بنشستى، و مسلم در صحيح خود از ابن عمر روايت ميكند كه رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلّم هر گاه قصد سفر ميكرد سه بار تكبير ميگفت پس بتلاوت سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنا هذا تا آخر اشتغال مينمود، و اين دعا ميخواند
اللهم انا نسألك فى سفرنا هذا البر و التقوى و العمل بما تحب و ترضى اللهم هون علينا سفرنا و اطو عنا بعده، اللهم انت الصاحب فى السفر و الخليفة فى الاهل، اللهم إنى اعوذ بك من و عثاء السفر و كآبة المنقلب و سوء المنظر فى الاهل و المال
و در حين معاودت از سفر بعد از آيه مذكوره ميفرمود كه
آئبون تائبون لربنا حامدون
و عياشى از امام جعفر صادق عليه السّلام روايت كند كه ذكر نعمت كه در قرآن امر بآن واقع شده آنست كه بنده بگويد
الحمد للَّه الذى هدانا للاسلام و علّمنا القرآن و من علينا بمحمد صلى اللَّه عليه و آله و سلّم
و بعد از آن آيه سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنا تلاوت كند و در بعضى روايات آمده كه چون پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلّم پاى در ركاب مينهاد ميگفت
بسم اللَّه
و چون راست ميايستاد مىفرمود
الحمد للَّه على كل حال سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنا هذا- الى آخر
و گويند كه چون بكشتى مينشست ميفرمود كه بِسْمِ اللَّهِ مَجْراها وَ مُرْساها إِنَّ رَبِّي لَغَفُورٌ رَحِيمٌ و در كشاف آورده كه حضرت امام حسن عليه السّلام كسى را ديد كه بمركب مينشست و بىتامل آيه سُبْحانَ الَّذِي را تا به آخر بخواند فرمود كه آيا شما را بدين امر نمودهاند راكب گفت يا بن رسول اللَّه پس آنچه مأموريم نزد اين حال چه چيز است فرمود كه
أن تذكروا نعمت ربكم
آنكه ياد كنيد نعمت پروردگار خود را در سوارى، و بعد از بيان تعداد نعمت باز سر رشته كلام را بذكر احوال كفار كشيده ميفرمايد كه: