تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٩٣ - سوره الزمر(٣٩) آيات ٢٠ تا ٢٩
خوف عقاب و رجاء ثواب اثر هدايت و لطف خداست و تسميه آن بهدى بجهت حصول آنست بهدى پس راه مىنمايد باين اثر هر كه را ميخواهد يعنى از آنهايى كه مصاحب و جليس اهل خشيت و رجا شوند چه آن مصاحبت و مجالست مرغب ايشان ميشود در آنكه اقتدا بسيرت آنها كنند و در طريق ايشان سلوك نمايند و هر كه را كه در طريق ضلالت بگذرد يعنى بجهت قساوت قلب و اصرار و فسق و فجور و جحود و الطاف در او تأثير ننمايد پس او را هيچ هادى و مؤثرى نخواهد بود تا بسبب آن متأثر شده از وادى ضلالت بسر حد هدايت رسد پس بر سبيل تهديد ميفرمايد كه:
٢٤- أَ فَمَنْ يَتَّقِي آيا كسى كه بپرهيزد بِوَجْهِهِ بر وى خود سُوءَ الْعَذابِ از بدى عذاب و شدت عقاب كه آن زبانه آتش دوزخ است يعنى روى را سپر آتش سازد يَوْمَ الْقِيامَةِ در روز رستخيز بجهت آنكه دست و پاى او در زنجير آتشين باشد و ممكن نباشد او را كه از خود دفع آتش كند مگر بر وى چون كسى باشد كه ايمن بود از عذاب و نكال و در صدر جنت قرار گرفته باشد مرفه الحال و فارغ البال، از كلبى منقولست كه مراد ابو جهل است كه او را دستها در گردن بسته بدوزخ برند و او بروى خود خواهد كه از آتش بپرهيزد و از خود دفع كند، و از عطا مرويست كه مراد آن كسى است كه او را سرنگون در آتش اندازند پس اول عضوى كه آتش آن را مس كند روى او باشد، و گويند مراد جميع بدن است، و تخصيص آن بجهت آنست كه أعز أعضاء است و لهذا اگر اذيتى متوجه شخصى شود اول در طلب آنست كه آن را از وجه خود دفع كند بعد از آن از قول خزنه نسبت بكفار اخبار ميفرمايد كه وَ قِيلَ و گفته شود يعنى خازنان دوزخ گويند لِلظَّالِمِينَ مر ستمكاران را از كفره و فجره ذُوقُوا بچشيد ما كُنْتُمْ تَكْسِبُونَ جزاى آنچه بوديد كه كسب ميكرديد از تكذيب پيغمبر و بعث و نشور در محشر، و گويند كه اين جمله حاليه است بتقدير (قد) و ذو الحال آن فاعل يَتَّقِي است و وضع مظهر در موضع مضمر بجهت تسجيل ظلمست بر ايشان و اشعار بموجب عذاب ايشان بآتش سوزان پس معنى بر اينوجه است كه كسانى كه اتقاء شدت عذاب كنند بوجه خود در حالتى كه مأمور باشند بچشيدن و بال اعمال مساوى جماعتى نيستند كه ايمن باشند و رسيده باشند بدرجه ثواب و على كلا التقديرين جزاى شرط محذوف است از عذاب، پس بجهت مبالغه در تهديد كفار مكه ميگويد:
٢٥- كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ تكذيب كردند آنان كه بودند پيش از كفار مكه پيغمبر خود را فَأَتاهُمُ الْعَذابُ پس آمد بايشان عذاب الهى و عقاب پادشاهى مِنْ حَيْثُ لا يَشْعُرُونَ از آنجا كه شعور نميداشتند بآن و وقوع آن در خاطر ايشان نميگذشت بلكه در حالت امنيت و رفاهيت و غفلت عذاب بر ايشان نازل شد بر طريق فجأه.