تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٦٠ - سوره ص(٣٨) آيات ٤٠ تا ٤٩
مَعَهُمْ و مانند ايشان را با ايشان، يعنى اولاد او را دو برابر آنكه بودند باو كرامت نموديم و در احاديث وارد گشته كه حق سبحانه اهل و مال او را مضاعف گردانيد يعنى بعوض يك زن دو زن و يك فرزند دو فرزند و يك مال دو مال باو عطا كرديم، و از امام جعفر صادق عليه السّلام منقولست كه حق سبحانه اولاد ايوب را آنچه پيش از امتحان مرده بودند و آنچه در اثناى ابتلا فوت شده بودند همه را زنده گردانيد و با ضعف آن باو عطا فرمود، پس خلاصه معنى آنست كه همه اولاد او را كه قبل از صحت او فوت شده بودند باو عطا فرموديم رَحْمَةً مِنَّا بجهت بخششى كه فايض شد از ما وَ ذِكْرى و بجهت ياد گرفتن و پند گرفتن لِأُولِي الْأَلْبابِ مر خداوندان عقول يعني تا حسن عاقبت صبر را نظر كرده در مصائب و نوائب طريق صبر پيش گيرند و قدم در راه شكيبايى نهند و بوسيله آن بمنزلت نزهت فزاى فرج و فرح رسند چه فرح بصبر باز بسته و ابواب فرج بمفتاح صبر گشوده گشته، و در روايت واقع شده كه ايوب بعد از رفع سقم و انعام نعم هفت روز امت خود را اطعام فرمود و ايشان را بوظائف شكرگزارى و حمد حضرت بارى امر نمود، آوردهاند كه در زمان مرض ايوب عليه السّلام زوجه اولياى بنت يعقوب يا رحمه بنت ابراهيم بن يوسف عليه السّلام بمهمى رفته بود و دير آمد ايوب سوگند خورده بود كه وقتى كه عافيت يابد او را صد چوب بزند، و طبرسى گفته كه بجهت قول منكرى كه از او صادر شده بود اين سوگند خورد چون صبح صحت از افق رحمت طلوع نمود و ايوب بحالت تندرستى و جوانى باز آمد خواست كه سوگند خود را راست كند تا حانث نشود امّا چون كه او را بسيار دوست ميداشت بجهت آنكه در ايام بيمارى او آنچه قاعده خدمتكارى بود بجاى آورده بود و دقيقهاى فرو گذاشت نكرده بود اين امر بر او دشوار مى- نمود حق سبحانه تحليل سوگند او نموده بآسانترين وجهى كه خطاب باو فرمود كه:
٤٤- وَ خُذْ بِيَدِكَ و بگير بدست خود ضِغْثاً دسته اذخر يا از حشايش خشك شده يا از شاخهاى باريك كه بعدد صد باشد فَاضْرِبْ بِهِ پس بزن زن خود را بآن دسته گياه يك بار وَ لا تَحْنَثْ و حانث و بزهمند مشو در سوگند خود يعنى مخالفت سوگند مكن. از ابن عباس منقولست كه سبب سوگند آن بود كه ابليس بصورت طبيب خود را بزن او نمود و او مداوي ايوب را از او طلبيد ابليس گفت مداواى او را ميكنم بشرط آنكه چون به شود گويد كه من شفا باو دادهام نه غير من، زن او قبول اين معنى نموده اين كلام را بعرض حضرت ايوب رسانيد ايوب در غضب شد و سوگند خورد كه او را صد چوب بزند، و گويند كه شيطان او را گفت كه مرا سجده كن تا مال و اولاد شما را بشما رسانم و او قصد اينمعنى نمود اما فى الفور از آن استغفار نمود و صورت حال را بايوب گفت ايوب سوگند خورد كه بصد چوب او را حدّ بزند، عياشى باسناد خود روايت كند كه عيار مكى گفت روزى