تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٥٩ - سوره ص(٣٨) آيات ٤٠ تا ٤٩
دراز شد و خداى تعالى هرگز بر تو رحم نخواهد كرد و گويند كه اهل و ولد و مال و حشم او را بياد او ميداد و بجهت مذلت و تضجر او ميگفت كه چگونه اينهمه صنوف نعم و فوائد عظيمه از تو زايل شد و صعوبت و بليت و اشتداد محنت بتو باقى ماند، قتاده گفت كه ايوب با وجود اين همه محن و مرض اصلا از آن شكايت نكرد بلكه شكايت او بجهت آن بود كه شيطان مردمان را اغواء و اضلال ميكرد و بايشان ميگفت كه اگر در ايوب طريق رشد و صواب بودى باين بلا و سقم مبتلا نشدى و نعم او به نقم بدل نگشتي؛ و جميع مردمان را از صحبت او تنفير مىنمود و زن او را وسوسه ميداد و او را از خدمت او منع ميكرد و چون كار ايوب باين مرتبه رسيد بحق سبحانه استعانت كرد و دفع شر شيطان و اضلال او را بحضرت ذو الجلال رفع نمود.
و بدانكه جايز نيست كه مرض انبياء بر وجهى باشد كه موجب تنفر مردمان شود و سبب استعذار ايشان چنان كه در سورة الانبياء بقلم تحرير درآمد بلكه امتحان انبياء در امراض غير منفّره است و در فقر وفاقه و ذهاب اهل و مال، از حضرت جعفر صادق عليه السّلام منقولست كه ايوب عليه السّلام هفت سال در زندان بلا و امتحان محبوس شد و در اين مدت اصلا شكايتى از اين ممر از او صادر نشد و چون ابليس درصدد آن شد كه نوعى نمايد كه از او شكايتى از مرض و محن ظاهر شود ايوب شكايت او را بعرض رسانيد و كفايت شر او را بكشف بلا استدعا نمود تير دعاى او بهدف اجابت رسيد بواسطه جبرئيل به او خطاب آمد كه:
٤٢- ارْكُضْ بِرِجْلِكَ بزن پاى خود را بزمين ايوب بفرموده روح الامين پاى مبارك بر زمين زد دو چشمه از زير قدم وى فرو جوشيد يكى گرم ديگرى سرد و گويند كه پاى راست بر زمين زد آب گرم بيرون آمد چون پاى چپ بر زمين زد آب سرد جوشيد جبرئيل فرمود كه اى ايوب هذا اين چشمه گرم مُغْتَسَلٌ جاى غسل كردن است، ابن قتيبه و جماعتى ديگر بر ايناند كه مراد از مغتسل مغتسل به است يعنى اين آبيست كه بآن غسل كنند و چشمه ديگر بارِدٌ وَ شَرابٌ آبى است سرد و آشاميدنى، پس ايوب در چشمه آب گرم غسل فرمود و جميع امراض ظاهرى از او محو شد و از چشمه سرد بياشاميد همه علل باطنى زايل گشت. و قول اكثر آنست كه چشمه يكى بود ليكن بوقت خوردن سرد بود و بوقت غسل كردن گرم بعد از آنكه بدن او را از جميع امراض پاك ساختيم.
٤٣- وَ وَهَبْنا لَهُ و ببخشيديم مر او را و عطا فرموديم أَهْلَهُ كسان او را يعنى بدل ايشان را و اكثر بر آنند كه مراد از وَهَبْنا أحيينا است يعنى فرزندان او را زنده گردانيديم وَ مِثْلَهُمْ