تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٦٤ - سوره الفتح(٤٨) آيات ١ تا ٩
و افتادگى از شما طلب امان كردند از اين جهت حق سبحانه فرمود:
٤- هُوَ الَّذِي او است آن كسى كه أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فرو فرستاد چيزى كه موجب سكون و ثبات بود فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ در دلهاى گرويدگان و آن ادله و حجج بينه بود كه مستلزم بصيرت ايشان شد در امر فتح و نصرت و سبب آرميدن نفوس ايشان در آن و اين مخصوص بود باهل ايمان و اما نفوس غير ايشان در اين باب مضطرب و متزلزل بود و بوى يقين و روح طمأنينه بقلوب ايشان نرسيد، و نزد بعضى مراد بسكينه علامات نصرت مؤمنانست بر اعدا كه موجب ثبات قدم ايشان شده در قتال و سبب سكون قلوب ايشان در آن حال، و گويند كه آنچه اهل ايمان بآن سكون قلب پيدا كردند صلح حديبيه و امنيت بود يا تعظيم و توقير ايشان خدا و حضرت رسالت را و بر هر تقدير انزال سكينه فرمود لِيَزْدادُوا تا زياده كنند مؤمنان إِيماناً مَعَ إِيمانِهِمْ گرويدنى با گرويدن خودشان يعني بجهت رسوخ عقيده و اطمينان نفس افزون سازند يقين خود را با يقين ديگر در حين مشاهده در آنچه بآنموعود شده بودند از وقوع فتوح متعاقبه و علو كلمه اسلام و تسلط ايشان بر مشركان، يا بيفزايند ايمان خود را كه باصول دين داشتند با ايمان بفروع آن، و از ابن عباس منقولست كه (ان اول ما أتاهم به النبي صلى اللَّه عليه و آله و سلّم التوحيد فلما آمنوا باللّه وحده انزل الصلاة و الزكاة ثم الحج ثم الجهاد ثم ولاية على بن ابى طالب فازدادوا ايمانا الى ايمانهم و اتموه بولاية على عليه السّلام) اول چيزى كه پيغمبر بامت خود آورد توحيد بود چون بيگانگى خدا ايمان آوردند ايشان را بنماز و زكاة امر كرد و چون بآن تصديق كردند حج و جهاد بر ايشان فرض گردانيد و بعد از آن ايشان را بولايت امير المؤمنين عليه السّلام امر كرد و ايشان با هر ايمانى ايمانى ديگر ميافزودند تا آنكه بولايت على بن ابى طالب عليه السّلام ايمان خود را تمام كردند، چون طباع از امور شاقه منزجر و گريزانند خصوصا امر جهاد كه متضمن مشقت بسيار و رياضت بيشمار است از اينجهت حق سبحانه تحريض ايشان نموده در باب جهاد بقوله وَ لِلَّهِ جُنُودُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ و مر خداى راست لشكر آسمانها و زمينها از ملائكه و جن و انس پس اى اهل ايمان بنصرت الهى واثق شده قدم در راه مجاهده نهيد كه هر كه جنود آسمان و زمين در تحت فرمان او بود اولياى خود را در وقت محاربه با اعداء فرو نگذارد بلكه اگر مصلحت و حكمت او اقتضاء كند اهل آسمان و زمين را بمدد ايشان فرستد چنان كه در روز بدر كه ملائكه را بمعاونت ايشان فرستاد و حكمت در آنكه همه كفار را بدون وسيله حرب مستأصل نساخت يا علم او سبحانه بود بخروج اهل ايمان از اصلاب ايشان و يا تعريض مجاهدان بثواب جنان و لهذا قال جل ذكره وَ كانَ اللَّهُ عَلِيماً و هست خداى دانا بمصالح بندگان حَكِيماً صوابكار در آنچه كند، يعنى همه افعال او بر وجه حكمت و صواب از او