تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٦ - سوره ص(٣٨) آيات ١ تا ٩
و زياده شدن اصحاب او لَشَيْءٌ هر آينه چيزيست يعنى حادثهايست از حوادث و نوايب روزگار يُرادُ كه خواسته شده است بما، يعنى اراده دهر آنست كه آن بر ما واقع شود پس از وقوع آن بما چارهاى نيست و رفع آن ممكن نه يا آنچه محمّد بوسيله توحيد اراده نموده از ترفع و استعلاى او بر ما و بر ساير عرب و عجم چيزيست كه مراد همه كس است، يعنى همه كس اراده آن دارد كه مستعلى و مرتفع باشد بر غير خود يا اينكه اين دين شما چيزيست كه اراده كرده شده است يعنى محمّد و اصحاب او ميخواهند كه آن را از شما اخذ كنند و غالب شوند بر آن و شما را بىدين كنند و گويند كه زعم مشركان اين بود كه اگر ترك عبادت اصنام كنند بقحطى و سختى گرفتار شوند پس از اينكلام اين معنى اراده كردهاند كه زوال نعمت و نزول شدت بر ما چيزيست كه مراد محمّد است و اتباع او و بعضى ديگر گفتهاند كه مشار اليه هذا فساد است يعنى فساد كردن و تباهى جستن در زمين چيزيست كه مراد است و عنقريب بسبب اين هلاك شود و ما از دست او خلاص شويم ٧- ما سَمِعْنا بِهذا و نشنيدهايم اينكه او ميگويد از وحدانيت خداى و خلع انداد فِي الْمِلَّةِ الْآخِرَةِ در ملت بازپسين يعنى كيش عيسى عليه السّلام كه آخرين ملل است چه نصارى به تثليث قايلند نه بتوحيد يا ملّتى كه ما پدران خود را يافتهايم، يا در ملت زمان ما كه ملت قريش است، و گويند كه معنى آنست كه ما نشنيده بوديم كه توحيد در آخر الزمان حادث شود إِنْ هذا نيست اين توحيد كه محمّد ميگويد إِلَّا اخْتِلاقٌ مگر بر بافتنى از نزد وى يعنى آن كذبيست كه خود بر بافته است، و چون اشراف قريش خود را اشراف از پيغمبر مىدانستند از اينجهت انكار اختصاص قرآن و نبوت بحضرت رسالت كرده ميگفتند.
٨- أَ أُنْزِلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ آيا خود فرستاده شده است بر محمّد قرآن مِنْ بَيْنِنا از ميان جماعت ما، يعنى چون كه او در شرف و رياست از ما ادونست پس چرا وحى مخصوص باو باشد، اينكلام دالست بر آنكه منشأ تكذيب ايشان حسد بوده و قصور نظر و حطام دنيا پس حق سبحانه ميفرمايد بَلْ نه آن چنانست كه ايشان ميگويند يعنى اينكه ميگويند كه قرآن بر بافته محمّد است مخالف اعتقاد ايشانست و محض تقليد و حسد هُمْ فِي شَكٍ ايشان در گمانند و متردد مِنْ ذِكْرِي از وحى من كه قرآنست، يعنى باعث انكار ايشان شكّست در آنچه من برسول خود انزال كردهام نه اعتقاد اختلاف، پس بجهت تهديد ايشان ميگويد بَلْ نه آن چنانست كه بدلائل و حجج شك ايشان زائل شود بلكه لَمَّا يَذُوقُوا هنوز نچشيدهاند عَذابِ عذاب مرا، يعنى هر گاه كه عذاب مرا مشاهده كنند شك و حسد از ايشان زائل شود و ملجأ شوند بتصديق و آن هنگام فايده بر آن مترتب نشود، بعد از آن از انكار اختصاص ايشان جواب داده