تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٥٤ - سوره محمد(٤٧) آيات ٣٠ تا ٣٨
در كشاف از انس نقل ميكند كه بعد از نزول اين آيه هيچ منافقى نبود الا كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلّم او را بسيما و لحن قول بشناختى وَ اللَّهُ يَعْلَمُ و خدا ميداند أَعْمالَكُمْ كردارهاى ظاهر و باطن شما را و همه را فراخور خود جزاء و سزا خواهد داد.
٣١- وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ و هر آينه ميآزمايد يعنى معامله آزمايندگان ميكند با شما در امر جهاد و ساير تكاليف شاقه حَتَّى نَعْلَمَ الْمُجاهِدِينَ مِنْكُمْ تا بداند جهادكنندگان را از شما وَ الصَّابِرِينَ و صبر كنندگان را بر مشقت جهاد يعنى تا مميز سازد مجاهدان و صابران را از غير ايشان يا آنكه تا علم او تعلق گيرد بجهاد و صبر شما كه از قوه بفعل آمده باشد زيرا كه عرض فعل جهاد است و صبر كردن بر آن تا بر وفق آن ثواب دهد يا آنكه تا ظاهر سازد بر خلقان كه مجاهدان و صابران كدامند و نزد بعضى نَعْلَمَ الْمُجاهِدِينَ به اين معنى است كه يعلم اولياؤنا المجاهدين يعنى تا بدانند دوستان ما مجاهدان را و بنا بر اين اضافه علم بخود بجهت تعظيم و تشريف اولياء باشد وَ نَبْلُوَا و تا بيازمايد أَخْبارَكُمْ خبرهاى شما را يعنى تا معامله آزمايندگان كند با شما در آن چيزهايى كه بآن خبر ميدهيد و از آن حكايت ميكنيد از اعمال حسنه و قبيحه شما يا چيزهايى را كه از شما صادر ميشود در باب ايمان آوردن و دوستى كردن با مؤمنان يعنى تا صدق و كذب اينهمه آشكار شود، و حفص در اين افعال ثلاثه بنون ميخواند كه صيغه متكلم است يعنى ما ميآزمائيم ايشان را تا بدانيم مجاهدان و صابران را و بيازمائيم خبرهاى ايشان را و قرائت اول مرويست از امام محمّد باقر عليه السّلام ابراهيم اشعث گفت كه هر گاه كه فضيل عياض اين آيه خواندى بگريستى و گفتى
اللهم لا تبلنا فانك ان بلوتنا فضحنا و هتكت أستارنا و عذبنا
خداوندا ما را ابتلا مكن كه اگر ما را بابتلا مبتلا گردانى پرده ما دريده شود و رسوا گرديم و بچنگال عذاب و نكال تو گرفتار شويم.
٣٢- إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بدرستى كه آنان كه نگرويدند وَ صَدُّوا و بازداشتند قوم خود را بقهر يا باغواء عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ از راه خدا كه دين اسلام است وَ شَاقُّوا الرَّسُولَ و مخالفت كردند و معانده نمودند با رسول خداى مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمُ از پس آنكه روشن گشته بود و ظاهر شده مر ايشان را الْهُدى راه راست يعنى طريق اسلام كه در تورات خوانده بودند و از معجزات بينه و آيات ظاهره آن را دانسته، مراد نضير و قريظهاند يعنى مطعمان روز بدراند و رؤساى قريش لَنْ يَضُرُّوا اللَّهَ هرگز ضرر نتواند رسانيد خداى را شَيْئاً چيزى يعنى كفر و صد ايشان ضررى بخدا نخواهد رسانيد بلكه شر آن بديشان راجع خواهد شد و ميتواند بود كه مراد لن يضروا رسول اللَّه باشد و حينئذ حذف مضاف بجهت تعظيم پيغمبر است و تفظيع مخالفت