تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٥١ - سوره محمد(٤٧) آيات ٢٠ تا ٢٩
أَبْصارَهُمْ و كور ساخته ديدههاى ايشان را از روى تخليه و خذلان يعنى ايشان را بجهت فرط عناد و انكار بحال خود واگذاشته و نظر الطاف از ايشان بازگرفته و ايشان بسبب آن از استماع كلام حق اعراض نمودند و ديدن طريق اهتدا را از نظر اعتبار انداخته پس نه سخن حق را اصغاء مينمايند و نه راه حق را منظور نظر ميدارند، و بعضى گويند معنى آنست كه خداى تعالى ايشان را در آخرت راه بهشت نخواهد نمود و بمنزله كسى خواهند بود كه در دنيا كر و كور بوده باشند و اصلا او را براه راست نتوان داشت، و ذكر صمم بر سبيل اطلاق و ذكر عمى بر طريق تقييد بجهت آنست كه اطلاق صمم بر غير اذن نميكنند بخلاف عمى كه اطلاق آن بر بصر و قلب هر دو ميكنند و اين هر دو مستعارند از براى فرط ضلالت و غوايت ايشان بر سبيل تأكيد و مبالغه.
٢٤- أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ آيا چرا تفكر نميكنند در قرآن و مواعظ و زواجر آن را بسمع قبول اصغا، نميكنند و بديده اعتبار نظر نمينمايند تا بطريق اهتدا معرفت پيدا كرده از باديه ضلالت و فساد برهند، آيه دالست بر بطلان قول كسى كه تجويز تفسير آيات ظاهره نميكند مگر بحديث پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلّم أَمْ عَلى قُلُوبٍ نه آنست كه ايشان در احكام قرآن تدبر نمايند بلكه بر دلهاى ايشانست أَقْفالُها قفلهاى آنكه ختم و طبع است و بسبب اين ذكر و موعظت بآنها نميرسد تا متذكر و متعظ شوند و در اهتدا ايشان را فتح الباب حاصل شود و ابواب فوز و نجات بر ايشان گشوده گردد، و معنى طبع و ختم در سورة البقرة مفصلا دانسته شد، و تنكير قلوب يا بجهت آنست كه مراد قلوب بعضى از ايشانست و يا آنكه مراد قلوب ايشانست و هر كه مثل ايشان باشد و يا بجهت اشعار بر آنكه قلوب ايشان بواسطه ابهام امر آن در قساوت و فرط جهالت و نكارت بر وجهى رسيده كه گوئيا مبهم و منكور است اضافه اقفال بآن بجهت دلالت است بر آنكه افعالى كه مناسب قلوب است و مختص بآن مجانس افعال معهود نيست چه مراد بآن اقفال كفر است كه مستقفل است و اصلا راه انفتاح ندارد، و در بعضى تفاسير آوردهاند كه يهود نعت حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلّم در توراة خوانده بودند و صحت نبوت آن حضرت دانسته و قبل از بعثت صفت آن حضرت صلى اللَّه عليه و آله و سلّم بسيار ميگفتند و از ظهور او خبر ميدادند و چون آن حضرت مبعوث گشت و بمدينه تشريف آورد ايشان از وى برگشتند و منكر صفات او شدند حق سبحانه آيه فرستاد كه:
٢٥- إِنَّ الَّذِينَ ارْتَدُّوا بدرستي كه آنان كه برگشتند عَلى أَدْبارِهِمْ بر پشتهاى خود يعنى كافر شدند و از صفات و نعوت پيغمبر كه مردمان را بآن اخبار مينمودند روى برگردانيدند مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ از پس آنكه روشن شده بود لَهُمُ الْهُدَى مر ايشان را هدايتى از نبوت آن حضرت كه آن صفات او است و دلايل واضحه و معجزات لايحه كه دلالت صريح دارند بر نبوت او الشَّيْطان