تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٤٧ - سوره محمد(٤٧) آيات ١٠ تا ١٩
داخل شود، بعضى گفتهاند كه فاعلم متعلق است بقوله إِذا جاءَتْهُمُ السَّاعَةُ يعنى چون قيامت قائم شود هيچ ملك را حكم نباشد نزد آن حال مگر خداى را كه متصف بصفت وحدت است و صفات جلال، و بعضى بر آنند كه اين كلام اخبار است بموت آن حضرت و مراد آنست كه بدان اى محمّد كه زندهاى كه هرگز سمت موت نپذيرد خدائيست كه بصفت وحدت منعوتست و نزد برخى ديگر آنست كه رسول بجهت اذيت قوم تنگدل بود حق سبحانه باوامر فرمود كه اى محمّد بدانكه هيچكس نيست كه كاشف و اذيت و دافع هم و محنت باشد مگر خداى كه متصف بصفت وحدت است وَ اسْتَغْفِرْ و طلب آمرزش كن لِذَنْبِكَ براى گناه خود با وجود كمال عصمت تو تا آن بسبب هضم نفس تو باشد و باعث تأسى امت بتو. و در تبيان آورده كه اسْتَغْفِرْ در اينمقام بمعنى (استعصم) است پس مراد آنست كه طلب عصمت كن تا خدا ترا از گناهان نگاهدارد، و يا آنكه مراد به استغفار انقطاع پيغمبر باشد از ما سوى بحضرت احديت و ذنب بمعنى ترك اولى يعنى بالكليه متوجه درگاه ما شو و از غير ما انقطاع نماى و بافعال مندوبه بتلافى و تدارك ما فات آن اقدام فرماى وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ و استغفار نماى براى مردمان مؤمن و زنان مؤمنه تا حق سبحانه از سر خطاياى ايشان درگذرد و بآب مغفرت نامه سياه اعمال ايشان را مغسول نمايد اين اكرامى است از خداى در شأن اين امت عالى نهمت چه حضرت منان سيد عالميان را باستغفار گناهان ايشان امر فرموده و از بعضى علماء منقول است كه حقتعالى پيغمبر خود را امر به استغفار امت كرده و خلاف امر الهى از آن حضرت متصور نيست پس طلب آمرزش امت كرده باشد و حق سبحانه از آن كريمتر است كه حبيب خود را فرمايد كه از من چيزى طلب نماى و چون بطلبد باو عطا نكند پس معلوم ميشود كه امت را دولت آمرزش متحقق است، و در بعضى تفاسير مذكور است كه روى خطاب به پيغمبر است و مراد جميع مكلفان و فايده خطاب اينمعنى به پيغمبر اقتداى امتست بآن حضرت پس معنى آنست كه اى امت مرحومه بوسيله دلائل عقليه عالم شويد بتوحيد و استغفار نمائيد از براى خود و از براى جميع مؤمنين و مؤمنات؛ و اينكه از حذيفه يمانى نقل كردهاند كه گفت من بغايت تيز زبان بودم صورت حال را بحضرت رسالت نقل كردم و گفتم ميترسم كه زبان من مرا بدوزخ برد حضرت فرمود كه
فأين أنت من الاستغفار انى لاستغفر اللَّه فى كل يوم مائة مرة
يعنى چرا از استغفار دوره افتادهاى من در هر روزى صد بار استغفار ميكنم، و اين محمولست بر وجوهى كه مذكور شد و از اين قبيل است اينكه از امام ناطق جعفر صادق عليه السّلام منقولست كه پيغمبر از هيچ مجلسى برنميخاست مگر كه بيست و