تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٤٦ - سوره محمد(٤٧) آيات ١٠ تا ١٩
مينمود و ما آن را نيك در گوش خود نگاه ميداشتيم و چون از نزد آن حضرت ميآمديم منافقان بجهت استعلان بعدم اشتغال بوحى و استهانت وحى ميگفتند كه ما ذا قالَ آنِفاً أُولئِكَ الَّذِينَ آن گروه آنانند كه بجهت فرط تقليد و عناد و اصرار انكار طَبَعَ اللَّهُ مهر نهاده است خداى عَلى قُلُوبِهِمْ بر دلهاى ايشان يعنى وضع علامت نفاق و شك نموده در قلوب ايشان تا بآنعلامت ملائكه علم بنفاق ايشان پيدا كرده بر ايشان لعنت كنند وَ اتَّبَعُوا و پيروى كرده أَهْواءَهُمْ هواها و آرزوهاى نفس خود را و بجهت اتباع هوى تهاون ميكنند بكلام سيد انبياء.
١٧- وَ الَّذِينَ اهْتَدَوْا و آنان كه راه يافتهاند از اهل ايمان زادَهُمْ زياد ميگرداند ايشان را خداى يا قول پيغمبر يا قرائت قرآن هُدىً بصيرت و يقين كه مستلزم هدايتاند يا آنكه زياده ميگرداند استهزاى منافقان ايمان و علم ايشان را وَ آتاهُمْ تَقْواهُمْ و ميدهد ايشان را پرهيزكارى يا توفيق ميدهد ايشان را در تقوى يا مبين ميسازد براى ايشان آنچه بآن پرهيز نمايند كه آن ترك رخص است و عمل بعزيمت.
١٨- فَهَلْ يَنْظُرُونَ پس انتظار نميكشند منافقان إِلَّا السَّاعَةَ مگر قيامت را أَنْ تَأْتِيَهُمْ بَغْتَةً كه بيايد بديشان ناگهان فَقَدْ جاءَ پس بتحقيق كه آمد يعنى ظاهر و نمايانشد أَشْراطُها علامات آن چون بعثت پيغمبر آخر الزمان و انشقاق قمر و غير آن از حدوث دخان و نزول كتاب آخرين كه قرآنست و در روايت آمده كه حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلّم اشاره بدو انگشت مبارك خود كرد و فرمود كه من و قيامت مانند اين دو انگشتيم كه متصلاند بهم؛ و از كلبى منقول است كه علامات قيامت كثرت مالست و تجارت و شهادت زور و قطع ارحام و كثرت لئام و بر هر تقدير در آن وقت ايمان آوردن و اطاعت كردن فايده بايشان نرساند فَأَنَّى لَهُمْ پس از كجا باشد مر ايشان را إِذا جاءَتْهُمْ چون بيايد قيامت بديشان ذِكْراهُمْ پند گرفتن ايشان و توبه و انابه نمودن يعنى در وقت وقوع قيامت تذكر و اتعاظ بايشان فايده نرساند بجهت انقطاع تكليف در آن زمان پس چگونه ايشان را در آن ساعت فوز و نجات باشد، و چون سعادت موحدان و شقاوت مشركان منافقان معلوم شد.
١٩- فَاعْلَمْ پس بدان يعنى ثابتقدم باش بر علم خود أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ بآنكه نيست هيچ خداى كه مستحق پرستش باشد مگر خداى بحق و معبود مطلق، و در بعضى تفاسير آوردهاند كه چون عالمى را گويند كه فَاعْلَمْ مراد بآن اذكر خواهد بود يعنى ياد كن آنچه دانستهاى و مسلم در صحيح خود آورده كه حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود كه
من مات و هو يعلم ان لا اله الا اللَّه دخل الجنة
هر كه بميرد و او عالم باشد بمضمون كلمه طيبه لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ در بهشت