تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٣٤ - سوره الأحقاف(٤٦) آيات ٣٠ تا ٣٥
كردند أُولُوا الْعَزْمِ خداوندان جد و ثبات صبر مِنَ الرُّسُلِ از پيغمبران و چون من از براى تبيين است پس مراد جميع پيغمبران باشند چه جميع ايشان عازم بودند بر اداى رسالت و تحمل اعباى ابلاغ و دعوت و نزد اكثر مفسران مِنَ براى تبعيض است و مراد اصحاب شريعت مستأنفهاند كه در تأسيس و تقرير احكام شريعت اجتهاد تمام مينمودند و بر معادات اهل عناد و ايذاء و آزار طاغيان و منكران معاد مراسم شكيبايى بتقديم ميرسانيدند و لهذا از امام محمّد باقر و جعفر صادق صلوات اللَّه عليهما منقولست كه اولو العزم پنجاند كه ناسخ شريعت غير خوداند نوح و ابراهيم و موسى و عيسى و محمّد صلوات اللَّه عليهم اجمعين كه ايشان را سادة النبيين نيز گويند، ابن عباس و قتاده نيز قايل اين قولند و از مقاتل نقل كردهاند كه ايشان ششاند كه در بلا صابر بودند اول نوح كه بر اذيت قوم سپر صبر نمود و در سر كشيده بود و بر جفاى ايشان خود را هدف تير بلا ساخته، دوم ابراهيم كه بر آتش صبر نمود و در بوته امتحان گداخته شده تمام عيار بيرون آمد، سوم اسحق و يا اسماعيل كه بر ذبح شكيبايى ورزيده اصلا از آن ممر مضطرب نشد، چهارم يعقوب كه بر فقدان ولد و ذهاب بصر صبر نمود و ثبات قدم ورزيد، پنجم يوسف كه در بليه چاه و زندان و تعدى برادران در طريق شكيبايى سلوك نمود و بجهت آن از حضيض چاه مذلت باوج جاه و رفعت رسيد، ششم ايوب كه بر ضرر بيمارى شكيبايى ورزيد و بعضى داود و موسى و عيسى را نيز داخل ايشان مىگردانند و ميگويند كه عزم موسى آن بود كه بعد از استماع قول إِنَّا لَمُدْرَكُونَ از بنى اسرائيل فرمود كه كَلَّا إِنَّ مَعِي رَبِّي سَيَهْدِينِ و عزم داود آن بود كه چهل سال بجهت ترك مندوب گريه كرد، و عزم عيسى اينكه از غايت زهادت هرگز در دنيا خشت بر بالاى خشت ننهاد و گفت
إنّها معبرة فاعبروها و لا تعمروها
دنيا گذرگاه است بر آن بگذريد و عمارت مكنيد، و از سدى و كلبى مرويست كه اولو العزم جماعتى بودند كه بجهاد و قتال مأمور شدند، و نزد ابو العاليه ابراهيم است و نوح و هود و محمّد عليهم السّلام، و نزد بعضى ديگر آنست كه اولو العزم آنهايند كه بر تخصيص رقم ذكر يافتهاند در دو موضع يكى در اخذ ميثاق كه وَ إِذْ أَخَذْنا مِنَ النَّبِيِّينَ مِيثاقَهُمْ وَ مِنْكَ وَ مِنْ نُوحٍ الايه دوم در موضع شرع كه شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً الايه و قولى آنست كه ايشان هيجده پيغمبرند كه در سوره انعام اسامى ايشان مذكور گشته و پيغمبر ما را امر شده كه فَبِهُداهُمُ اقْتَدِهْ و در بعضى تفاسير آوردهاند كه اولو العزم همه پيغمبرانند الا آدم و يونس و سليمان عليهم السلام، و بعضى همين يونس را از اولو العزم استثناء ميكنند چه او تعجيل نمود به بيرون آمدن از ميان قوم خود و حقتعالى حضرت خاتم الانبياء را فرمود كه وَ لا تَكُنْ كَصاحِبِ الْحُوتِ و بعضى آيه وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً را منظور داشته آدم را نيز استثناء كردهاند، و اصح اقوال قول ابن عباس است كه منقول است از ائمه هدى صلوات اللَّه عليهم اجمعين پس حاصل كلام