تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٢٩ - سوره الأحقاف(٤٦) آيات ٢٠ تا ٢٩
يا جزيره موصل كه به يمن ميرفتند گذار ايشان آنجا افتاد و بعد از استماع قرآن خود را بحضرت نمودند و بوى ايمان آورده متوجه قبيله خود شدند و ايشان را انذار كرده بايمان ترغيب نمودند چنانچه حق سبحانه حبيب خود را بآن متذكر ميسازد كه:
٢٩- وَ إِذْ و ياد كن اى محمد چون كه صَرَفْنا إِلَيْكَ بگردانيديم يعنى ميل داديم بسوى تو نَفَراً مِنَ الْجِنِ گروهى را از جن و در بعضى تفاسير از ابن عباس نقل كرده كه ايشان هفت نفر بودند شاصين، و ناصر و وش، و مس؛ و از وابيان، و احقم، و زوبعه كه پسر ابليس است، و زر بن حبيش گفته كه نه نفر بودند و ده و دوازده نيز گفتهاند و در لباب گفته كه هفتاد تن بودند از قبيله بنى اقليس [١] و اكثر بر آنند كه كمتر از ده بودند زيرا كه اطلاق نفر بر ما دون عشره است و مرويست كه چون جن از صعود بر آسمان ممنوع شدند و بشهب مرجوم گشتند گفتند البته در عالم قضيهاى سانح شده و حادثهاى روى نموده پس هفت كس يا نه كس از اشراف ايشان كه زوبعه از ايشان بود، از نصيبين كه بلد نينوى است در اطراف عالم بتجسس و تفحص اينقضيه مشغول شدند تا بتهامه رسيدند و در وداى نخله با رسول خدا ملاقات نمودند و استماع قرآن كردند دانستند كه سبب مانعيت صعود ايشان اينست، و از سعيد جبير مرويست كه حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلّم قرآن را بر جنيان نخواند و ايشان را نديد [٢] بلكه در نماز قراءت مينمود جنيان بر او بگذشتند و استماع قرآن نمودند بىآنكه آن حضرت از
[١] اتفاق مسلمين و علماء شرع مبين بر وجود جن و شياطين است و خلافى نيست در آنكه اينان اجسام لطيفهاند و ميتوانند باشكال مختلفه و صور متنوعه تشكيل پيدا كنند ميتوانند و داراى فهم و زيركى و عقلند و قادرند بر حركات سريعه و اعمال قويه و شاقه كه بشر عادى از آن گونه كارها و از آن نوع چالاكى و سرعت در عمل عاجز و ناتوانست بلكه بعضى از افراد بشر در پارهاى از امور غريبه كه خود عاجزند استمداد و استعانت از جن و شياطين مينمايند و بوسيله اينان مقاصد خويش را انجام ميدهند مانند ارباب تسخير و سحر و طلسمات و نيز نجات مگر آن كسانى كه مؤيد من عند اللَّه و بر سائر افراد بشر برجستگى و برگزيدگى دارند و در كمال قوه علمى و عملى و نفوذ قدرت روحى بجايى رسيدهاند كه ميتوانند خوارق عاداتى ظاهر سازند كه بمراتب بالاتر و عجيبتر از كارهاى شگفتانگيز جنيان است مانند انبياء و اولياء عظام چنانچه راجع بآوردن تخت و بارگاه بلقيس نزد حضرت سليمان عليه السلام و داستان عفريت جنى و آصف بن برخيا كه صريح قرآنست اين مطلب ثابت و روشن ميشود و بالاخص آنچه از آن نفوس قدسيه بعنوان اعجاز صدور پيدا كند كه شياطين و جنيان عاجزند از آنكه مثل آن را بياورند مخصوصا معجزات باهرات و خوارق عاداتى كه از حضرت ختمى مرتبت و ائمه طاهرين سلام اللَّه عليهم اجمعين بديدار گشت چه آن حضرت بر اينان نيز مبعوث بود هم چنان كه بر آدميان مبعوث بود و بقرآن كريم كه بزرگترين معجزات آن حضرتست اينان را نيز تحدى فرمود و آياتى كه دلالت بر اين مطلب دارد بسيار است از آن جمله همين دو آيه شريفه است وَ إِذْ صَرَفْنا إِلَيْكَ نَفَراً مِنَ الْجِنِ الخ.
[٢] روايت سعيد بن جبير از طرق عامه منقول و مورد اعتماد نيست و اين آيه مباركه نيز دلالت بر خصوص گفتار وى ندارد بلكه آيه مطلق و قابلست حمل بر اين معنى را كه رسول خدا (ص) اين گروه از جن را ديده و اينان را انذار كرده و آيات قرآن را قرائت فرموده و اينان استماع كرده باشند چه