تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٣٠ - سوره الأحقاف(٤٦) آيات ٢٠ تا ٢٩
ايشان شعور پيدا كند پس خداى تعالى از استماع ايشان رسول را خبر داد، و بعضى گفتهاند كه خداى تعالى رسول را امر نمود كه انذار جنيان نمايد و قرآن بر ايشان بخواند پس جماعتى از ايشان را بجانب آن حضرت فرستاد و رسول با اصحاب گفت كه
انى امرت ان اقرء على الجن الليلة المستقبلة فمن يتبعنى
من مأمورم كه امشب قرآن را بر جن بخوانم كيست كه تبعيت من اختيار كند و اينكلمه را سه بار تكرار فرمود، عبد اللَّه مسعود گفت كه در آن شب بغير از من هيچكس ديگر رفاقت پيغمبر نكرد پس هر دو رفتيم تا بشعب حجون كه بالاى مكه است رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلّم خطى گرداگرد من كشيد فرمود از اينخط قدم بيرون منه تا من بازآيم پس رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلّم برفت و ايستاد و افتتاح قرآن كرد مرغانى ديدم بمقدار كركس كه ميپريدند و ميآمدند و مىنشستند و ماران سياه ديدم كه آمدند و ميان من و پيغمبر حايل شدند و بجهت آواز و صداى عظيم ايشان آواز پيغمبر بگوش من نرسيد و خوفى بسيار بر من غالب شد و اكثر خوف من بر پيغمبر بود و بعد از تلاوت مانند پارهاى ابر سياه از هم متفرق شدند و چون صبح شد حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلّم پيش من آمد و فرمود كه خفتهاى گفتم نه يا رسول اللَّه چه جاى خفتن است چند بار بر آن شدم كه بجهت ترس و هيبت فرياد كنم اما چون ميديدم كه تو ايشان را بعصا از من دور ميكنى و مينشانى من ايمن شدم و از آن خط بيرون نيامدم فرمود كه اگر بيرون مىآمدى مظنه خطر بودى، آن گه فرمود كه چه ديدى؟ گفتم مردان سياه رنگ كه جامهاى سفيدى پوشيده بودند و دامنهاى پيش درهم پيچيده بميان هر دو پاى نهاده و دامنهاى پس بميان فروزده فرمود كه ايشان دوازده هزار جن از نصيبين بودند كه استماع قرآن كردند و سوره كه آن حضرت بر ايشان خواند (سورة العلق) بود پس فرمود كه ايشان از من متاعى خواستند ايشان را استخوان و پشك شتران و سرگين چهارپايان دادم گفتم يا رسول اللَّه مردم آن را بنجاست آلوده ميسازند فرمود كه من نهى كردم كه بآن استنجاء نكنند گفتم ايشان باستخوان و سرگين چه كنند گفت هيچكس از ايشان استخوان برندارد مگر كه مثل آن گوشت كه بر آن بوده باشد دريابد و هيچ سرگين نباشد مگر كه آن دنه كه در او بوده باشد مشاهده كند.
القصه حق سبحانه ميفرمايد كه چون ايشان را متوجه تو گردانيدم يَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ در حالتى كه استماع ميكردند قرآن را فَلَمَّا حَضَرُوهُ پس آن هنگام كه حاضر شدند نزد قرآن يعنى بموضعى كه استماع قرآن ميتوانست كرد، و گويند ضمير راجع بحضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلّم
آنكه ما دليل عقلى و برهان قطعى بر امتناع رؤيت جن و شياطين بطور كلى اگر چه بصورت حيوانى مانند سگ و گربه و امثال اينها هم متشكل گردند نداريم بلكه بسيارى از انبياء و اولياء و ارباب مكاشفات و مرتاضين حقه و باطله جنيان را مشاهده كردهاند و رواياتى كه دلالت ميكند بر رؤيت و مكالمه بعضى از انبياء و اولياء با اينان بالاخص حضرت ختمى مرتبت و ائمه طاهرين صلوات اللَّه و سلامه عليهم در كتب فريقين مذكور و بحد تواتر رسيده است.