تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣١٥ - سوره الأحقاف(٤٦) آيات ١٠ تا ١٩
١٤- أُولئِكَ آن گروه مستقيم أَصْحابُ الْجَنَّةِ ياران بهشتند و ملازمان آن خالِدِينَ فِيها اين حالست از ضميرى كه مستكن است در اصحاب يعنى در حالتى كه جاويد ماندگاناند در آن و پاداش داده شوند جَزاءً پاداش دادنى بِما كانُوا يَعْمَلُونَ بآنچه بودند كه عمل ميكردند از اكتساب فضايل علميه و عمليه.
١٥- وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ و وصيت كرديم يعنى فرموديم جنس آدمى را بِوالِدَيْهِ إِحْساناً بپدر و مادر خود احسان كردن حَمَلَتْهُ أُمُّهُ برداشته است آدمى را مادر او در شكم خود كُرْهاً در حالتى كه كاره حمل او بود در مشقت و سختى وَ وَضَعَتْهُ كُرْهاً و نهاده يعنى توليد او نموده در حالت رنج و محنت [١] و جايز است كه كُرْهاً منصوب باشد بآنكه صفت مصدر محذوف باشد و تقدير كلام اينكه حملته امه حملا ذاكره و وضعته وضعا ذاكره، يعنى مادر حمل او كرده و وضع او نموده حملى و وضعى كه خداوند مشقت و محنت است وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ و مدت حمل او و زمان باز گرفتن او از شير ثَلاثُونَ شَهْراً سى ماه است و چون رضاع كامل دو سال است كما قال اللَّه وَ الْوالِداتُ يُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كامِلَيْنِ لِمَنْ أَرادَ أَنْ يُتِمَّ الرَّضاعَةَ پس ششماه از براى حمل باقيمانده و لذا حضرت امير المؤمنين عليه السّلام بجمع بين الآيتين تمسك كرده به اينكه اقل مدت حمل ششماه است و اينمعمول جميع فقهاء است و تخصيص اقل زمان حمل و اكثر رضاع بجهت انضباط آنها است و تحقيق ارتباط حكم نسب و رضاع بآنها، از ابن عباس منقولست كه هر گاه زن در نه ماهگى وضع جنين نمايد بيست و يك ماه بارضاع او مشغول شود و اگر در ششماه بار بنهد بيست و چهار ما ارضاع نمايد و آنچه معمول فقهاى ما است آنست كه تا بيست و يك ماه ارضاع واجب است و كمتر از از آن حرام و تا بيست و چهار ماه سنت است و زياده آن بر سبيل اباحت تا دو ماه ليكن اجرت زايد بر حولين بر پدر واجب نميشود، و همچنين ساير احكام رضاع بر آن مترتب نميگردد، حاصل كه آدمى بعد از وضع حمل تا حين فصال از شير مادر تربيت مييابد بعد از فطم شير بعنايت ازلى پروريده
[١] علامه طبرسى و بعضى ديگر از علماء شيعه متعرض شأن نزول اين آيه نشدهاند و مرحوم مؤلف در پايان تفسير آيه يعنى پس از وَ إِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ اقوال مفسرين عامه را در شأن نزول آيه نقل مينمايد ولى متأسفانه روايات و احاديث معتبره اماميه كه در شأن نزول اين آيه وارد است و تصريح ميكنند بر آنكه اين آيه در شأن حسين بن على عليهما السلام نازل شده به هيچ وجه نام بردار نشده با آنكه الفاظ اين آيه از حيث معانى لغوى و عرفى كاملا بر آن حضرت منطبق و مفاد آن روايات را تأييد مينمايد و چون اينجا گنجايش ندارد براى نقل آن احاديث و روايات و تحقيق و بيان آنها و الفاظ آيه شريفه، فقط ما اقتصار ميكنيم بآنچه در اصول كافى روايت شده است و خلاصه آن آنست كه: وقتى حضرت فاطمه سلام اللَّه عليها بامام حسين عليه السلام حامله شد حقتعالى جبرئيل را بخدمت حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله فرستاد كه او را بشارت دهد به اينكه حضرت فاطمه عليها السلام فرزندى آورد و امت تو آن فرزند را بقتل خواهند رسانيد آن حضرت