تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٩٧ - سوره الجاثية(٤٥) آيات ٢٠ تا ٢٩
اصلا نسبتى نيست وَ اللَّهُ وَلِيُّ الْمُتَّقِينَ و خداى بحق دوست پرهيزكارانست پس تو هم دوستى با ايشان كن نه با مشركان قريش يا آنكه چون خداى دوست متقيانست و ناصر و حافظ ايشان پس از تناصر و تعاون كفار بر عداوت تو غمگين مشو چه او سبحانه ناصر تست بر ايشان و حافظ تو از شر ايشان.
٢٠-
هذا اين قرآن يا اتباع شريعت اسلام بَصائِرُ لِلنَّاسِ بينائيهاى دالست براى مردمان يعنى ادله بينه است كه مبصر وجه فلاح و نجاتست و مبين امور دينيه تا بآن راه حق را ببينند و در آن سلوك نمايند وَ هُدىً و راه نمايندهايست از ضلالت بهدايت وَ رَحْمَةٌ و بخششى و نعمتى است از جانب حضرت احديت لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ مر گروهى را كه بيگمان شوند يعنى از بيداى ريب و شك و كفر گذشته طلب سر منزل يقين كنند تا از حضيض در كه عذاب باوج درجه ثواب رسند آوردهاند كه جماعتى از مشركان مكه با اهل ايمان گفتند كه اگر بعث و حشر واقعى است چنان كه زعم شما است ما آنجا نيز از شما بمال و جان در پيش خواهيم بود هم چنان كه در اينجا از شما افزونيم آيه آمد.
٢١- أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ اجْتَرَحُوا السَّيِّئاتِ ام منقطعه است و معنى همزه دوام انكار حسبان و اجتراح بمعنى اكتساب و جارحه كه اسم يد است از آن مشتق است يعنى آيا پنداشتهاند آنان كه كسب كردند انواع بديها را كه آن كفر است و ساير معاصى أَنْ نَجْعَلَهُمْ آنكه بگردانيم ايشان را در نشأة آخرت كَالَّذِينَ آمَنُوا مانند آنها كه گرويدهاند بخدا و رسول وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ و كردهاند عملهاى شايسته يعنى هرگز مشركان در مرتبه مؤمنان نخواهند بود [١]، و بعضى گويند كه اين أَمْ متصله است و معطوف عليه او محذوف و تقدير كلام اينكه هذا القرآن بصائر للناس مؤدية الى الجنة ا تعلم ذلك ام حسب الذين الآية يعنى قرآن دلايل روشن است مر مردمان را كه مؤدى ببهشت است آيا ميدانند اين را يا ميپندارند كه ايشان همچو مؤمناناند كه
[١] جمعى از مفسرين شأن نزول اين آيه شريفه را أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ اجْتَرَحُوا السَّيِّئاتِ الاية چنين نوشتهاند: كه جمعى از مشركين مكه بمؤمنين ميگفتند كه اگر حشر و بعث واقع گردد چنان كه شما مؤمنان مىپنداريد ما در آنجا نيز از شما خوشتريم، هم چنان كه در دنيا سعادتمندتر و خوشحالتريم نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوالًا وَ أَوْلاداً .. پس بدين مناسبت اين آيه مباركه نازل گشت. نگارنده گويد: با فرض صحت اين نقل نخستين وجهى كه مرحوم مؤلف در تفسير سَواءً مَحْياهُمْ وَ مَماتُهُمْ ذكر فرموده انسب و اظهر است و توضيح آنكه ضمير محياهم و مماتهم هر دو را راجع به الَّذِينَ اجْتَرَحُوا السَّيِّئاتِ بدانيم و بگوئيم مفاد اين جمله مباركه انكار استواء حيات و ممات اينانست يعنى آيا گمان كردهاند آنان كه كسب كردند بديها را (از كفر و شرك و معاصى) كه ما ميگردانيم اينان را در قيامت مانند كسانى كه ايمان آوردهاند و كارهاى نيك و شايسته بعمل آوردهاند و اينكه مساويست (بنا بر بدليت) و يا در حالتى كه يكسانست (بنا بر حاليت) زندگانى و ممات ايشان بلكه در نشئه آخرت ببدترين عذابى گرفتار خواهند بود.