تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٧٦ - سوره الدخان(٤٤) آيات ١٠ تا ١٩
و گويند كه اين مقول قول فرشتگان باشد كه در آن روز بايشان گويند كه اين عذاب دردناك است كه بسبب شآمت افعال شما بشما رسيده، و بدانكه مفسران را در اين دخان اختلاف است بعضى گويند كه مراد قحط و مجاعتست كه بسبب دعاى پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلّم بر كفار بر ايشان واقع شد چنان كه مسروق از عبد اللَّه مسعود روايت كند كه چون قريش ايمان نمىآوردند و پيغمبر را ايذاء و آزار ميرسانيدند رسول دست بدعا برداشت و فرمود كه
اللهم اشدد وطأتك على مضر و اجعلها عليهم سنين كسنى يوسف
بار خدايا سخت گردان اخذ و ضغط خود را بر بنى مضر و سالهاى متعدد اخذ و ضغط را لازم حال ايشان گردان مثل سالهاى يوسف يعنى هفت سال بر ايشان تنگ گير حق سبحانه اجابت آن فرموده هفت سال ايشان را بقحط و غلا مبتلا ساخت تا كار ايشان بآن انجاميده كه از غايت گرسنگى سگهاى مرده و استخوانهاى ايشان ميخوردند و سرگين و پشمهاى شتر با خون مزج كرده اكل ميكردند و بجهت شدت جوع بمرتبهاى چشمهاى ايشان خيره و تيره شد كه ميان خود و آسمان مثل دخان و غبار ميديدند و اگر با يكديگر سخن ميكردند كلام هم ميشنيدند اما بجهت كثرت دخانيت هوا در نظر ايشان يكديگر را نميديدند، و گويند كثرت دخان بجهت آن بود كه در عام قحط و غلا بواسطه قلت امطار غبار بسيار از زمين برانگيخته ميشد بشكل دود و منتشر ميگرديد در نواحى و اقطار و لهذا سال قحط را سنة الغبراء ميگويند. و وجه تسميه عام الرماد همين است، و اسناد اتيان دخان بآسمان بجهت آنست كه عروض آن از قلت باران است.
القصه چون كار بنى مضر باين مرتبه رسيد ابو سفيان با جماعتى نزد آن حضرت صلى اللَّه عليه و آله و سلّم آمدند و گفتند اى محمّد تو ما را بصله رحم امر مىنمايى و قوم تو بقحط و گرسنگى هلاك مىشوند پس سوگند خوردند كه اگر رفع اين عذاب را از خدا در خواهى ما همه مطيع تو شويم و بدين اسلام در آئيم حضرت روى نياز بدرگاه بىنياز آورده بزبان قوم دعا فرمود.
١٢- رَبَّنَا اى پروردگار ما اكْشِفْ عَنَّا الْعَذابَ بردار از ما اينعذاب را إِنَّا مُؤْمِنُونَ بدرستى كه ما گروندگانيم بعد از رفع عذاب يعنى هر گاه عذاب منكشف گردد ايمان ميآوريم چون بدعاى آن حضرت عذاب جوع برطرف شد بنى مضر بشرك خود مصر شدند و عناد و انكار را زياده كردندى، و گويند مراد باين دخان غباريست كه در فتح مكه مرتفع شد چنانچه همه هوا را به پوشيد و بعضى ديگر از مفسران بر آنند كه مراد دوديست كه پيش از قيام قيامت ظاهر شود و همه زمين را پر سازد مانند خانهاى كه در او آتش كنند و آنجا منفذى نباشد كه از آن بيرون رود و در چشم و گوش منافقان و كافران رود چنانچه از رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلّم مرويست كه اول علامت قيامت