تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٦٠ - سوره الزخرف(٤٣) آيات ٦٠ تا ٦٩
ثانى گاهى صحيح است كه بَعْضَ الَّذِي نه بر وجه اضافه باشد بلكه بصورت صفت باشد مگر در صورتى كه اضافه بيانيه باشد، القصه عيسى عليه السّلام گفت با ايشان كه چون من برأى شما تبيين احكام دينيه ميكنم فَاتَّقُوا اللَّهَ پس بترسيد از عذاب خداى باجتناب نمودن از معصيت وَ أَطِيعُونِ و فرمان بريد مرا در آنچه بشما ميرسانم از جانب حضرت عزت.
٦٤- إِنَّ اللَّهَ بدرستى كه خداى كه بفرموده او احكام شريعت را بشما امر ميكنم هُوَ رَبِّي او آفريدگار منست وَ رَبُّكُمْ و آفريدگار شما فَاعْبُدُوهُ پس پرستش كنيد او را بيكتايى و يگانگى هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ اينست راه راست كه اصلا سمت اعوجاج و انحراف نپذيرد و مفضى جنت و درجه رفيعه باشد.
٦٥- فَاخْتَلَفَ الْأَحْزابُ پس اختلاف كردند جماعتى كه فرق متعدده شدند بعد از عيسى عليه السّلام چون يعقوبيه و نسطوريه و ملكانيه و مرقوسيه و شمعونيه مِنْ بَيْنِهِمْ از ميان آنهايى كه مخاطب عيسى بودند در قول قَدْ جِئْتُكُمْ بِالْحِكْمَةِ يعنى آن احزاب مختلفه از جمله كسانى بودند كه عيسى عليه السّلام مبعوث شده بود بر ايشان فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا پس واى بر آن كسانى كه ستم كردهاند از اين احزاب مِنْ عَذابِ يَوْمٍ أَلِيمٍ از عذاب روزى كه دردناك است عذاب آن يعنى روز قيامت، وضع مظهر در موضع مضمر بجهت تصريح است در علت عذاب و مبالغه در وعيد احزاب پس بجهت زيادتى تهديد ايشان ميفرمايد كه:
٦٦- هَلْ يَنْظُرُونَ انتظار نميكشند احزاب بعد از ورود رسل و قرآن إِلَّا السَّاعَةَ مگر قيامت را أَنْ تَأْتِيَهُمْ بَغْتَةً آنكه بيايد بايشان ناگهان، اين بدل ساعت است يعنى منتظر نيستند مگر آمدن قيامت را بايشان از روى فجأة وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ و ايشان ندانند آمدن آن را بسبب غفلت و مشغولى ايشان بامور دنيويه و انكار ساعت قيامت، و چون اتيان قيامت بر سبيل فجاءت ممكن است كه نسبت بفطن نيز باشد پس ذكر بَغْتَةً مؤدى معنى لا يَشْعُرُونَ نباشد و موجب استغناى او از آن نشود.
٦٧- الْأَخِلَّاءُ كسانى كه در دنيا دوستان يكديگر بوده باشند يَوْمَئِذٍ در آن روز بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ بعضى از ايشان مر بعضى را دشمن باشند إِلَّا الْمُتَّقِينَ مگر پرهيز- كاران از اهل ايمان كه ايشان در قيامت نيز دوستان يكديگر باشند براى آنكه دوستى كافران در دنياى براى معاونت يكديگر بوده باشد بر كفر و معصيت و در آن روز بجهت آن محبت و خلت معذب شوند، پس دشمن يكديگر گردند كما قال: وَ يَلْعَنُ بَعْضُكُمْ بَعْضاً و مؤمنان چون دوستى ايشان براى طاعت خدا بوده باشد و بجهت آن بدرجه اعلى و مرتبه عظمى رسند پس دوستى ايشان